• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۴
  • نویسنده: ثمین فروغی

Vivian Maier
2548
بازدید


هویت، تصویر؛ من دیگری است.

سابجکتیویته در پرفورمنس «اجراکننده/ مخاطب/ آینه» دن گراهام

 با نگاهی به آراء ژک لکان

(بخش دوم)

دن گراهام1، هنرمند معاصر و پیشرو ی آمریکایی، با استفاده ی چشم گیر از آینه در آثار مجسمه، چیدمان، ویدئو و اجرای خود، فضای تعاملی عینی و ذهنی پیچیده ای برای مخاطبش ایجاد می کند. یکی از معروف ترین آثار وی، پرفورمنسی با عنوان «اجراکننده/ مخاطب/ آینه» است،که در آن نقش مخاطب به عنوان سوژه2، مورد چالش قرار می گیرد. هم چنین ( هنر او تحت تأثیر جنبش «بین الملل موقعیت گرا»3 قرار دارد، جنبشی که مبانی اصلی خود را از مارکسیسم، روانکاوی، اگزیستانسیالیسم و آوانگاردِ هنریِ اروپاییِ قرن 20 وام گرفته است) (راش،78:1389) . این جنبش، گروهی بین المللی از انقلابیون با عضویتی محدود بود که اساسا در اروپا و در سال 1957 بنا نهاده شد و در تظاهرات مه 1968 در فرانسه به اوج تاثیر گذاری رسید. کار نظری شان با کتاب بسیار تاثیر گذار «جامعه نمایش»4  به اوج رسید که گای دبور5 در آن استدلال می کند «نمایش»، یک واقعیت جعلی ست که تخریب زندگی انسانی توسط سرمایه داری را می پوشاند. وجه تسمیه ی «موقعیت گرا» اشاره به کسی دارد که درگیر ایجاد «موقعیت» است و یا به طور خاص یکی از اعضای بین الملل موقعیت گرا است. به عبارت دیگر، با ایجاد شرایطی که طی آن فرد یا افراد به تجزیه و تحلیل انتقادی زندگی روزمره خود پرداخته، خواسته های واقعیشان در زندگی را تشخیص داده و پیگیری کنند.

 فیلسوف و روانکاو شهیر فرانسوی، «ژک لکان»6، از سردمداران روانکاوی فرویدی محسوب می شود. در تفکر او، «مرحله ی آینه ای» یکی از مهم ترین مراحل رشد کودک و در واقع زمینه ساز شکل گیری «ایگو» در وجود آدمی است . هم چنین، در دیدگاه وی، مفهوم «سوژه» در سه وجه نفسانی انسان (ساحت خیالی، نمادین و واقعی) از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

 با نظر به تأثیر پذیری گراهام از بین الملل موقعیت گرا و بالتبع روانکاوی ، و به کارگیری بارز عنصر آینه در آثارش، و هم چنین، جایگاه عنصر آینه در مبانی فکری ژک لکان، این مقاله تلاش دارد در 4 مرحله به بررسی مفهوم مشترک «سوژگی» در دیدگاه لکان و گراهام بپردازد. در بخش پیشین به بررسی مفاهیمِ لکانیِ «خود»7، «دیگری»8 و «از خود بیگانگی»9 در پرفورمنس گراهام پرداخته شد. در این بخش به جایگاه «مرحله آینه ای»10 در رشد شخصیت، شکل گیری «ایگو»11 و ارتباطشان با محتوای اثر گراهام خواهیم پرداخت.

 

2.مرحله آینه ای و  مفهوم «ایگو»

(مرحله آینه ایِ شخصیت (که هسته ی اولی حیث خیالی را تشکیل می دهد) در واقع سیر پرورش استعدادهای ذهنی کودک را از شش تا 18 ماهگی مشخص می کند) (ضیمران،84:1378). که طی آن (نوزاد تصویر خود را در آینه تشخیص می دهد (منظور نه آینه ی واقعی بلکه هر سطح بازتابنده مانند چهره ی مادر است) و این مرحله معمولا همراه با لذت است. نوزاد مجذوب تصویر خودش می شود و سعی می کند آن را کنترل و با آن بازی کند. گرچه او ابتدا تصویر خود را با واقعیت اشتباه می گیرد، اما به زودی در می یابد که تصویر، ویژگی های مختص به خود را دارد و سرانجام می پذیرد که تصویر، تصویر خودش است_بازتابی از خود اوست) (هومر،43:1390). (در این مرحله نوزاد برای نخستین بار موفق به شناخت تصویر خود در آینه می شود و به درک وجود خود به عنوان «مَن»_یا در واقع همان «ایگو»_ دسترسی پیدا می کند) (مولّلی،16:1387).

 (نوزاد بدن خود را به صورت تکه تکه حس می کند، آنچنان که گویی بدنی قطعه قطعه است و هنوز یکپارچه نشده، تصویر است که احساس یکپارچگی و تمامیت را در نوزاد ایجاد می کند) (هومر،44:1390). (نکته ی مهم در اینجا این است که نوزاد خود را با این تصویر آینه ای یکی می انگارد. تصویر، خود اوست. این یکی انگاری یا همانند سازی حیاتی است، زیرا بدون آن_و بدون تسلطی که برای نخستین بار بر وجودش احساس می کند_ نوزاد هرگز نمی تواند به مرحله ای از ادراک خودش به عنوان موجودی کامل یا تمام برسد. اما تصویر در عین حال بیگانه کننده است، زیرا با «خود» خَلط می شود. در واقع، تصویر سرانجام جای «خود» را می گیرد. بنابراین، احساس «خود»ی یکپارچه به بهای دیگری بودنِ این خود، یعنی تصویر آینه ای مان، تمام می شود) (هومر،44:1390). در مراحل سوم و چهارم از پرفورمنس گراهام که او روبه آینه کرده، آینه را واسط قرار داده و تمرکزش را بر تصویر بازتابیده از آینه قرار می دهد، می توان این امر را به خوبی بررسی کرد. در مرحله ی سوم (او با توصیف خودش از منظر دیگری و با صحبت از چیزی که هم زمان نقطه نظرِ مخاطبین نیز هست، موجب تغییری در منظر و پذیرفتن نقش دیگری می شود. گراهام خود را از چشم اندازی که می تواند چشم انداز تماشاچیان در میان مخاطبین نیز باشد، توصیف می کند. در این روند معکوس، او با خودش از منظر مخاطب انطباق حاصل می کند و هویت اجتماعی-عمومی خود را شرح می دهد) (Hans Dieter Huber,1997). و بنابراین، بار دیگر و این بار به واسطه ی تصویرِ خود، از خود بیگانه می شود. این روند در مورد مخاطب در مرحله ی چهارم به وقوع می پیوندد؛ مخاطب با قرار گرفتن در موضع دیگری با خود مواجه شده و در صدد همانند سازی خود با این تصویر (دیگری) بر می آید.

 

دن گراهام، اجراکننده/ مخاطب/ آیینه ،1977

 

(از نظر لکان، ایگو(مَن) در این لحظه ی بیگانه شدگی و خود شیفتگی12 پدیدار می شود. ویژگی های سازمان دهنده و ساختاری تصویر، ایگو را می سازد و شکل می دهد. ایگو اثر تصاویر است و کارکردی خیالی دارد) (هومر،45:1390). او معتقد است ( از لحظه ای که تصویر وحدت در مقابل تجربه ی چند پارگی مسلم دانسته می شود، سوژه به عنوان رقیب خودش پایه ریزی می شود. میان احساس نوزاد از چندپارگی خود و تسلطِ خیالی که ایگو از دل آن متولد می شود، تعارضی ایجاد می شود. چرا که اصولا این تصویرِ یکپارچه، امری خارجی است و نوزاد موجودی است چندپاره. با پذیرش تصویر به عنوان خود، تمام تلاش نوزاد بر انطباق با این دیگری متمرکز خواهد شد. رقابت مشابهی که بین سوژه و خودش در می گیرد در روابط آتی سوژه و دیگران نیز ایجاد می شود. فرد برای وجود داشتن باید از طرف دیگری به رسمیت شناخته شود؛ اما چنین وضعی به این معناست که تصویر ما، که معادل خودمان است، متأثر از نگاه دیگری است. بنابراین، دیگری ضامن ما می شود. ما وابسته به دیگری به عنوان ضامن وجودمان و در عین حال رقیب سرسخت او هستیم) (هومر،44:1390). درست مانند زمانی که طی فرایند توصیف و مواجهه، تعارضات گوناگونی مانند کلافگی یا بی توجهی در رفتار و ظاهر مخاطبان نمود پیدا می کند، چرا که دیگری همواره رقیب و در عین حال ضامن وجودمان است. «رابطه ی آغازین در امر خیالی رابطه با بدن است، یعنی تصویر آینه ای خود بدن. این فرآیندهای خیالی ایگو را تشکیل می دهند و از طریق سوژه در رابطه اش با جهان خارج تکرار و تقویت می شوند. بنابراین، امر خیالی یک مرحله ی رشد نیست- یعنی چیزی که به انجام برسد یا کنار گذاشته شود- بلکه در مرکز تجربه ی ما باقی می ماند» (هومر،52:1390). از همین روست که به نظر می رسد مرحله آینه ای و شکل گیری امر خیالی و ایگو به عنوان قلمروی تحریف و توهم، قسمت عمده ای از محتوای اجرای گراهام را تشکیل می دهند، چرا که تجربه ی موقعیتی هرروزه است.

در 2 بخش بعدی این مقاله، به بررسی مفاهیم لکانیِ «امر نمادین و زبان» و مفهوم «ناخودآگاه» و «سوژه»، در اثر دن گراهام خواهیم پرداخت.

 

+ تصویر اول، اثر Vivian Maier  است.

 

 

پی نوشت:

1- دن گراهام: (1924)Dan Graham 

2- سوژه: Subject

3- بین الملل موقعیت گرا: Situtaionist international

4- جامعه ی نمایش: The Society Of The Spectacle

5- گای دبور: ((1931-1994)Guy Debord) نویسنده،فیلمساز و تئوریسین فرانسوی

6- ژک لکان: ((1901-1981)Jacques Lacan) پزشک،فیلسوف و روانکاو فرانسوی

7- خود: Self

8- دیگری: the Other

9- از خود بیگانگی: Alienation

10- مرحله آینه ای: Mirror stage

11- ایگو [خود]: Ego

21- خودشیفتگی: Narcissisme

 

فهرست منابع نوشتاری:

 راش، مایکل،«رسانه های نوین» ،  (1389)، بیتا روشنی،نشر نظر، تهران

ضیمران، محمد، «سیری در اندیشه های ژاک لاکان، زبان،واقعیت و ناخودآگاه»، باپا، شماره 6 و 7، تهران

 لیدر، داریان و گرووز، جودی «لاکان، بررسی شخصیت، اندیشه و آثار"، (1387)، محمدرضا پرهیزگار، نشر نظر، تهران

مولّلی، کرامت، «مبانی روان کاوی فروید و لکان»، (1387)، نشر نی، تهران

هومر، شون، «ژاک لاکان»،  (1390)، محمد علی جعفری و سید محمد ابراهیم طاهایی، نشر ققنوس، تهران

 www.en.wikipedia.org

www.fa.wikipedia.org

www.hgb-leipzig.de

www.wikipedia.com

 

فهرست منابع تصویری:

www.artpulsemagazine.com

www.shootingfilm.net

 

 

  • Dan Graham ،
  • دن گراهام ،
  • ژک لکان ،
  • آینه ،
  • اجراکننده/ مخاطب/ آینه ،
  • بین الملل موقعیت گرا ،
  • روانکاوی ،
  • پرفورمنس ،
  • مرحله ی آینه ای ،
  • ایگو ،
  • سابجکتیویته ،
  • ثمین فروغی ،
  • تصویر ،
  • انطباق ،
  • از خود بیگانگی ،
  • خودشیفتگی ،

اخبار مرتبط
دوشنبه ۲۳ شهریور ۹۴

چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴


نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر