• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۴
  • نویسنده: سحر مکتبی

1922
بازدید


توسعه ی پایدار (بخش دوم)

در راستای تعاریف ارئه شده بنیاد های اصلي توسعه پايدار را مي توان به شرح زير عنوان كرد كه دستيابي به توسعه پايدار مستلزم توجه و رعايت آنها است.
1. كنار گذاشتن تصور قدر قدرتي انسان
تصور قدر قدرتي انسان از اينجا ناشي شد كه انسان در مسير عروج تمدن و تكنولوژي به چنان توانمندي تكنولوژيك دست يافت كه نه تنها خروج از آشيان اكولوژيك براي او ميسر شد بلكه تصور كرد كه مالك و قادر محيط خود است و هر كاري را مي¬تواند انجام دهد. حاصل چنين تصوري غفلت از ظرفيت نگهداشت و تحمل نظام¬هاي اكولوژيك از يكسو و ناديده گرفتن اين واقعيت از سوي ديگر مي-باشد كه انسان يك ارگانيزم از مجموعه ارگانيزهاي محيط طبيعي است و نه بيشتر و بايد روابط معقول و متعادلي با ديگر موجودات نظام هستي كره زمين داشته باشد.
 
2. اكوسيستم بسيار مهمتر از درك و تصور فعلي است
كيفيت و كاركردهاي اكوسيستمها و خدماتي كه اكوسيستمها و محيط طبيعي ارائه مي¬دهند، به مراتب مهمتر از آن چيزي است كه در برنامه ريزي توسعه و در تصور عمومي وجود دارد و بيان آنها در قالب اصطلاحات و واژه¬هاي اقتصادي ممكن نيست.
3. عدالت و برابري
شامل برابري درون نسلي ، برابري درو ن كشوري، برابري جنسيتي، برابر ي بين كشورها و برابري بين نسلها است.
4. آشتي توسعه و پايداري
فلسفه اصلي توسعه پايدار آشتي بين توسعه و پايداري از طريق دقت و توجه كافي به همه اهداف از ديدي سيستمي و كل گرايانه است. به عبارت ديگر در حالي كه بسياري از سياستهاي توسعه در گذشته براساس نظريه رشد بود ، توسعه پايدار رشد را يك عامل اقتصادي ميداند و بر پايداري اقتصادي، اجتماعي، سياسي و طبيعي يا زيست محيطي تأكيد مي¬كند.
5. مشاركت و وفاق
مشاركت وسيع در تصميم¬گيري يكي از پيش نيازهاي توسعه پايدار است و موجب مشروع بودن تصميم¬ها، برنامه و پشتيباني در اجراي آنها مي شود. مشاركت به نوبه خود يك هدف است و اصل اساسي برابري را برآورده مي¬سازد و مي تواند سبب وفاق در مورد آرمان بلند مدت و حركت به سوي پايداري شود ( http://www.nssd.net)
6. مردم محوري
محور بودن انسانها يك اصل اساسي است كه با پارادايم پايداري و فلسفه آن و نيز با اصل مشاركت و وفاق همخوان است. (http://www.nssd.net)
برنامه جامع ، چرخه¬اي و تلفيقي
فعاليت¬ها و برنامه¬هاي توسعه پايدار بايد با گسترش مداوم همه موارد را در برگرفته و يك نظام تلفيقي مناسب از همه فعاليتهاي مرتبط ، ضرو ي و نيز فعاليتهاي كوتاه مدت تا بلند مدت را به وجود آورد. يك مبحث مهم ديگر در برنامه ريزي توسعه پايدار قبول مفهوم چرخه¬اي در برنامه ريزي است. اين به آن معنا است كه كار برنامه¬ريزي يكباره به اتمام نميرسد و لذا هيچ ضرورتي براي لحاظ همه موارد ضروري از همان اول نيست و مي توان از ساده و كم شروع كرد تا در چرخه¬هاي بعدي تكميل شود.
7. ديدي سيستمي و كل گرايانه
توسعه پايدار با نگرشهاي تك بعدي يا تك عاملي همخوان نيست و به لحاظ تلفيق اهداف مختلف اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي، و سياسي توجه اي كل گرايانه دارد و در بررسي پايداري دروني و بيروني سيستم از ديد سيستمي استفاده مي¬كند.
8. ساخت بر روي آنچه كه وجود دارد
دليلي وجود ندارد كه همه چيز از ابتدا شروع شود. خاصيت چرخه اي برنامه ريزي توسعه پايدار اين است كه مي توان از يك پايه موجود (مثل يك برنامه در حال اجرا ) شروع كرد و در طي چرخه¬ها آنها را كامل كرد.
9. انعطاف پذيري
انعطاف پذيري، قدرت و ظرفيت يك نظام در حفظ موجوديت خود در مقابل اختلالات و تغييرات بيروني است. اين تغييرات كه ممكن است اقتصادي، اجتماعي، زيست محيطي يا سياسي باشد، دو نوع اثر متفاوت دارند : فشار و ضربه يا شوك. سيستم در صورتي پايدار است كه علي رغم وارد آمدن فشار و ضربه يا شوك، توانا يي حفظ وضعيت خود را داشته باشد. فشار به آثار كم، جزئي اما مستمر اشاره دارد كه آثار تراكمي آن مي¬تواند زياد باشد، مثل كاهش تقاضاي بازار براي محصول؛ د ر حالي كه ضربه يك عامل قابل توجه اما گذرا است مثل خشكسالي يا افزايش ناگهاني قيمت نهادهها. (یانگ)
10. استفاده عاقلانه از منابع
به معناي استفاده از منابع تجديد پذير در حد تجديدپذيري و رعايت كارايي در مصرف منابع تجديدناپذير مي باشد. كارايي مصرف منابع نيز به معناي افزايش ميزان توليد به ازاي واحد مصرف منابع ، كاهش هزينه، كاهش مصرف و باقي گذاشتن مقدار بيشتري از منابع براي نسلهاي آتي و آلودگي و ضايعات كمتر است.
11. تفكر جهاني و عمل محلي 3
جهاني انديشه كن و محلي عمل كن، شعار اصلي توسعه پايدار است و توسعه پايدار جز با توجه واقعي و كافي به مشكلات محلي و حل آن از طريق مشاركت ذينفع¬ها از يكطرف و همكاريهاي بين المللي از طرف ديگر حاصل نمي ¬شود.
تمامی این موارد در راستای رسیدن به هدف مشترک ما، یعنی فراهم فراهم آوردن استراژيها و ابزاري است كه بتواند به پنچ نياز اساسي زير پاسخ دهد :
تلفيق حفاطت و توسعه
تامين نيازهاي اوليه زيستي انسان
دستيابي به عدالت اجتماعي
خودمختاري وتنوع فرهنگي
حفظ يگانگي اكولوژيكي
تخقق این پنج رویکرد، هدف اصلی فرآیند توسعه پایدار است. که تحقق این موارد نیازمند بستری مناسب می باشد.
الزامات توسعه پايدار
براي رسيدن به توسعه پايدار لزوماً نياز به در اختيار بودن مجموعه‌اي از عوامل و شرايط است. كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (WCED) الزامات زير را براي رسيدن به توسعه پايدار بر مي‌شمارد:
-         وجود يك نظام سياسي كه با تأمين امنيت براي شهروندان، آنها را در تصميم‌گيري‌ها مشاركت دهد.
-        وجود يك نظام اقتصادي كه بتواند براي تنشهاي ناشي از ناموزوني توسعه، چاره‌انديشي كند.
-         وجود يك نظام توليدي كه ملزم به حمايت از محيط زيست باشد و محيط را اساس توسعه بداند.
-         وجود يك نظام بين‌المللي كه الگوهاي پايدار از تجارت فراهم نمايد.
-         وجود يك نظام بين‌المللي كه الگوهايي مناسب از تجارت را ايجاد كند.
-         و سرانجام وجود يك نظام مديريتي قابل انعطاف كه ظرفيت خود اصلاحي را داشته باشد (اليوت، 1378)
گرچه توسعه ی پایدار از تمامی زمینه ها برای رسیدن به آینده ی مشترک  برتر استفاده می کند. و اهداف خود را در صنعت و اقتصاد، سیایت، فرهنگ و هر مبحث تاثیرگذار بر رابطه ی انسان با خود، اجتماع و محیط زیست دنبال می کند، مبحث را با تمرکز بر تاثیر توسعه ی پایدار در آموزش دنبال کردیم. دلیل این انتخاب نخست بستری است که به موجب آن فرصت مطالعه بر توسعه پایدار برای نگارندگان فراهم شد. یعنی قرار گرفتن در بستر آموزش طراحی پایدار. هم چنین تاثیر پرنگ آموزش بر اجتماع و فرد، دلیل دیگر ما از این انتخاب است. با این تفاسیر و با در نظر گرفتن مفهوم و ماهیت توسعه ی پایدار، آموزش پایدار را مورد بررسی قرار دادیم و در نار به اشتراک گذاشتیم.

سحر مکتبی/المیرا ارزانی پور

2-آینده مشترک ما، نام عنوان مقاله ایست که در گزارش برانتلند، در خصوص توسعه ی پایدار در آوریل 1987 مطرح گردید

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر