• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴
  • نویسنده: وحید طباطبایی

1931
بازدید


جستارهای وحشت (1)

به عنوان نقطه اوجی بر تور امریکای شمالی موفقشان در 1969، Rolling Stones کنسرت پایانی اش را در مسیر اتومبیل رانی Altamont در لیورمور کالیفرنیا بر پا کرد. کنسرت رایگان به عنوان پاسخ ساحل غربی آمریکا به فستیوال موسیقی از همان زمان افسانه ایWoodstock  که 5 ماه پیش در شمال نیویورک برگزار شده بود، طراحی شد. با این حال، در جایی که بنا بر گفته ها وودستاک تمام رویاهای یوتوپیایی نسل قدرت گل(الف) را مجسم ساخت؛ آلتامونت همه ی کابوسهایشان را مجسم ساخت. کنسرتِ به ضعیفی برنامه ریزی شده؛ بدل شد مواجهه ی به طور فزاینده خشونت باری بین شرکت کنندگان و اعضای دسته فرشتگان جهنم که به عنوان «گارد های امنیتی» آورده شده بودند. درگیری منجر شد به صدها مورد جراحت و قتل تکان دهنده ی یک آمریکایی آفریقایی جوان؛ که همگی بر فیلم هایی که به مستند Gimme Shelter (1970) بدل شد، ثبت شدند. برای بسیاری منتقدان، چه در آن زمان و چه در سالهایی که در پی آمدند، آلتامونت پایان «عصر Aquarius »(ک) را به نمایش گذاشت. Todd Gitlin به یاد می آورد که نتیجه این بود «منفجر شدن حباب توهم فرهنگ جوانان درباره ی خودشان بود... ما در هم شکستن مشارکت معروف یک نسل به صدها تکه را شاهد بودیم.» (1)
     البته، در واقع، رویاهای انقلاب جوانان –انگیخته شده با مخالفت با جنگ ویتنام و پذیرش مدارا، عشق آزاد، و مالکیت اشتراکی- از پیش در حال از هم گسیختن بود. قتل کشیش دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور، شاید معتبرترین سخنگوی دگرگونی در دهه ی شورشی 60، در آپریل 1968، تنها چند ماه بعد با قتل وارثِ آغاز خوشبینانه ی دهه دنبال شد. مرگ سناتور Robert Kennedy، برادر و هم پیمان نزدیک رئیس جمهور مقتول جان کندی، به نظر بر سرعت و خشونت فروپاشی جنبش های دهه به سوی انقلاب فرهنگی صلح آمیز، افزود. در آلتامونت، خشونت بی رحم این فروپاشی، به سراغ آخرین پناه رویاهای یوتوپیایی دهه 60، موزیک، رفت.
    زشتی فروپاشی پادفرهنگ [Counterculture] دهه 60 هم راستا شد با شهرت رو به افزایش فیلمی که مجله ی Variety یک «زیاده روی یکنواخت در سادیسم»(2) خواند. Night of the living dead جورج ای. رومرو [George A, Romero] در اکتبر 1968 در پیتزبورگ پنسیلوانیا برای اولین مرتبه به نمایش درآمد و به اکرانی محدود، اما بحث برانگیز در شهرهای طول ساحل شرقی ادامه داد. درست پس از این که فیلم از سینماهای آمریکا کنار رفته بود، توفیق بسیاری در اروپا یافت؛ جایی که منتقدین، به عنوان اثری مهم از آن دفاع کردند. فیلم در 1970 به آمریکا بازگشت و شهرت بحث برانگیزش به سرعت در سینماهای درایو-این (ب) و نیمه شبی سراسر کشور، گسترش یافت.
     در بین تمام فیلم های این کتاب، Night کمتر از همه در اکران اولیه اش سودآور بود: در 1968 بیش از یک میلیون دلار نفروخت. حتی برجسته ترین فیلم ترسناک سال هم نبود؛ عنوانی که بی تردید به وسیله ی Rosemary`s Baby رومن پولانسکی کسب شد. در جایی  که فیلم پولانسکی، تحت تاثیر The Exorcist  قرار گرفت، میراث Night –علی رغم تقلیدها و دنباله های متعدد- نمی تواند مورد تردید قرار گیرد. همان طور که Kevin Hoffernan بیان می کند «تاثیر Night بر ژانر وحشت غیر قابل محاسبه است.»(3)
    بر خلاف فیلم های قبلی در این کتاب، Night تولید گروهی از فیلمسازان مستقل بود. ده نفرِ تا حد زیادی منسجم را تصور کنید که  با یکدیگر در یک کمپانی فیلم سازی تبلیغاتی و صنعتی، کار کردند. بی هیچ پشتیبانی استدیویی و با بودجه ی محدود 114هزار دلاری، گروه ژانر وحشت را به دلیل سودآوری بالقوه اش انتخاب کرد. رومرو یکی از اعضای بیشتر برجسته و متعهدتر گروه، برای اداره کردن تولید برگزیده شد. علی رغم این شروع های مایوس کننده، Night، گردن کشی «روانی» هیچکاک را با موفقیت ادامه داد و مرزهای شوک و خون پاشیدن را به سطوح تازه ای برد.
      Night تضادی جالب با روانی آفرید. در حالی که هیچکاک از قبل کارگردانی به خوبی اثبات شده و با حمایت استدیویی بود؛ رومرو با تجربه ی کمی در فیلمهایی با طول فیلم های سینمایی وارد ساخت Night  شد.(4) این فقدان تجربه و تامین مالی در سراسر فیلم نمایان می شود. اگرچه چنین کیفیت ناپخته ای دلیل خنده ی تمسخر آمیز بر بسیاری دیگر از فیلمهای رده ب [B-Movies] ارزان ساخت   بود که در سینماهای محله ای [Nighborhood Theater] (پ) در اواخر دهه 50 و دهه 60، به شدت رایج بودند، سبک تقریباً-مستند فیلمبرداری در Night وحشت را هرچه بیشتر تصویری و بی واسطه می کند.
    روانی هیچکاک شاید شوکه کننده و شگفت آور بوده باشد؛ اما همواره عبور کرده از صافی سبک روایی هیچکاک بود. Night بسیار عریان و مینیمال به چشم می آید –قبرستان آن یک قبرستان واقعی و خانه روستایی اش یک خانه روستایی واقعی است- تا آنجا که مخاطبین برای پیدا کردن فاصله ای امن که با آن از فیلم لذت ببرند به دردسر افتادند.
      صراحت تصویری بخش اعظمی از جنجال دور و بر فیلم را موجب شد؛ درست همانند ماهیت توزیع فیلم. توزیع کننده امید داشت که از طریق بازاریابی فیلم هم برای نمایش های شبانه بزرگسالان و هم برنامه های دو فیلمه بعد از ظهر برای بچه ها، جایی که بسیاری از فیلم های ارزان ساخت حاضر می شدند؛ سود را افزایش دهد. در سرزنشی معروف از فیلم، راجر ایبرت درباره ی تجربه اش از تماشای Night در یکی از چنین اکران های بعد از ظهر در شیکاگو نوشت. هنگامی که فیلم به پایان بندی نیهیلیستی اش می رسد،او به خاطر می آورد «بچه های میان حاضرین مات و مبهوت بودند؛ تقریباً سکوت مطلق بود، فیلم از خیلی وقت پیش ترسناک بودن به شکلی لذت بخش را متوقف کرده بود و به شکلی نامنتظره دهشتناک شده بود. دختر کوچکی، شاید 9 ساله، در میان ردیف من، بسیار بی حرکت روی صندلی اش نشسته بود و گریه می کرد»(5)
    در روانی، هیچکاک پرده ی نجابت و امنیت که مخاطبین از فیلم های وحشتناک انتظار داشتند را دریده بود. در Night ، زامبی های رومرو به آرامی و به طریقی مشوش کننده آخرین بقایای امید و خوشبینی آمریکایی را از هم دریدند. فیلم 1968 به دنباله ی حتی موفقتر و گویاتر Dawn of the dead در 1978 و قسمت سومی گرچه کمتر موفق، Day of the Dead در سال 1985ختم می شود.(6) با اینها و تعدادی فیلمهای دیگر، رومرو نه تنها مجموعه ای از فیلم های جالب توجه،بلکه مباحثه ی جدل آوری نیز در مورد ماهیت رویای آمریکایی در عصر پادفرهنگ، تولید کرده است.همانطور که Reynold Humphries بیان می کند «سه گانه The Living dead نقدی تمام عیار از ارزشهای آمریکایی را تشکیل داده است.»(7)

                 چکیده
    Night با گفتگوی به ظاهر پیش پا افتاده ی بین یک برادر و خواهر؛ جانی و باربارا، در حالی که آن دو برای دیدن قبر پدرشان ؛ به سوی گورستانی دورافتاده می رانند، آغاز می شود. علی رغم اختلالی در رادیوی ماشین، آنها بدون حادثه به محوطه ی گورستان می رسند و مراسم سالانه ی گل گذاشتنشان را برگزار می کنند؛ هنگامی که آنها محوطه ی قبرستان را ترک می کنند؛ مردی پرسه زن، ژولیده و غول مانند به خواهر حمله می کند. برادر سعی می کند که غول را کنار بزند، اما او بیهوش می شود، و باربارا مجبور به فرار.
    در نهایت، فرارش او را به یک خانه ی روستایی قدیمی می کشاند؛ جایی که در آن جسدی از هم پاشیده را می یابد و متوجه می شود که غول(ت) تنها نیست. خیلی زود محوطه ی گرداگرد خانه از غولهای لنگان پر می شود. پس از چند لحظه مردی آمریکایی آفریقایی به نام بن به باربارا می پیوندد. تا به اینجا، باربارا وارد وضعیت شوک شده است؛ و یا کاتاتونیک(ج) است یا به شکلی هیستریک وراج .
    بن، با الوار پنجرهها و درها را ایمن می کند و در نهایت رادیویی پیدا می کند که به وسیله اش، آنها می فهمند که مرده ها به زندگی بازگشته اند و شروع کرده اند به تغذیه کردن از زندگان. صدای رادیو دو زوج دیگر را، که تمام مدت در در زیر زمین پنهان شده بودند، بیرون می کشد. زوجی جوان، تام و جودی، و زوجی مسن تر، هری و هلن کوپر، که دختری هم دارند که به خاطر گاز گرفته شدن توسط یکی از غول ها بیمار شده است. ظاهر شدن این زوجها، نبرد قدرت مداومی را به ویژه بین بن و هری، بر سر اینکه چگونه از محاصره ی لشکر رو به افزایش مرده های زنده جان سالم به در برند؛ بر می انگیزد.
     نقشه ای برای فرار چیده می شود؛ بن، تام و جودی برای گرفتن بنزین از یک پمپ قدیمی با یک وانت، به سرعت بیرون می روند. در حالی که مرده ها گروه را دوره می کنند؛ مشعلی در نزدیکی مخزن بنزین به زمین می افتد و وانت منفجر می شود و تام و جودی را به کشتن می دهد؛ کسانی که بدنهایشان- با تصاویری گویا- به وسیله ی گله ی مردگان بلعیده می شوند. بن با مبارزه راهش را به خانه باز می کند؛ اما هری که در خانه مانده است، به او اجازه نمی دهد که به درون خانه بازگردد. بن به زور داخل می شود، و در بحبوحه ی حمله ی غولها، با هری درگیر می شود و به شکلی کشنده به او تیراندازی می کند؛ کسی که تلو تلو خوران به زیرزمین برمی گردد.
     حمله ی مردگان زنده شدیدتر می شود. باربارا به وسیله ی برادرِ حالا مرده ی- زنده اش بیرون کشیده می شود و هلن به زیرزمین عقب می نشیند؛ جایی که او دخترش را که حالا به خاطر یک گاز بدل به غول شده است؛ در حالی که از بازوی هری لذت می برد؛ می یابد. دختر، مادر خود را با یک بیلچه ی باغبانی می کشد. سپس، صحنه به بن بازمی گردد؛ تنها بازمانده، کسی که مرده ها از جمله هری و دختر هلن را دور کرده است. در نهایت، او می تواند که در زیرزمین پناه بگیرد.
     در ادامه صحنه به سوی  دسته ای مسلح از مردانی انتقال می یابد که در اطراف شهر و در دشت حرکت و به مردگان زنده تیراندازی می کنند و به آتش می کشندشان. آنها به زودی به خانه ی روستایی می رسند؛ و بن با دودلی به کنار پنجره می آید تا ببیند که آیا نجات دهندگان واقعاً از راه رسیده اند. با دیدن حرکت کردن پیکری درون خانه؛ یکی از اعضای دسته به سر بن تیراندازی . فیلم با عکس های آزاردهنده و دانه دار از به آتش انداختن جسد بن به درون آتشی بزرگ به وسیله ی دسته، به پایان می رسد. صداهای بی احساس افراد دسته روی این تصاویر پژواک می شود.
    شبیه به مردگان زنده در عنوان فیلم، فیلم رومرو نیز مخاطبان فیلم وحشتناک آمریکایی را با روندی آرام و مداوم تسخیر کرد. فیلم بدل به یکی از آن فیلمهای «ممنوع» شد که بر پایه ی حرفهای دهان به دهان و جنجال، شهرتش رشد کرد. فیلم در اواخر 1968 و اوایل 1969، به شکلی ناپیوسته برای جنجالی شدید، اما مخاطبینی محدود افتتاح شد. فیلم سپس راهی اروپا شد؛ جایی که با تحسین انتقادی و همگانی قابل توجهی روبرو گشت. در واقع، وال استریت ژورنال گزارش داد که پرفروش ترین فیلم 1969 در اروپا بود. Night با تحسین منتقدانه و توجه بسیار بیشتری به ایالات متحد بازگشت. ایبرت در سرزنش قبلی اش تجدید نظر کرد و فیلم در موزه ی هنرهای معاصر به نمایش گذاشته شد.(8)
    البته، Night نخستین فیلمی نبود که بر خشونت تصویری تمرکز می کرد. کارگردانان مورد احترامی چون آرتور پن از قبل شروع کرده بودند به سر و کارداشتن با خشونت؛ از جمله در اثر بحث برانگیز اما موفقش Bonnie and Clydeدر 1967. فیلم های ترسناک با خشونت تصویری هم ظاهر شده بودند؛ به ویژه فیلم های پیش پا افتاده و رنگارنگ Heschell Gordon Lewis از جمله Blood Feastدر 1963 و فیلم وحشتناکهای محبوب بریتانیایی کمپانی     Hammer Film Production Ltd. اما، Night حماقت سخیف و بیش از حد پر رنگ و لعاب خشونت تصویری سابق را کنار زد و در عوض آن را درون رئالیسمی خشن و تند به نمایش گذاشت.(9) فیلمسازی سبک مستند فاصله ی بین مخاطب و آدمخواری وحشی تصویر شده در فیلم را پس زد.
    علاوه بر این عناصر سبکی، نادیده گرفتن نقاط آشکار طنین بین Night  و تحول اجتماعی در حال رخ دادن در سالهای پایانی دهه ی 1960 دشوار است. در این نگاه، این بسیار منطقی به نظر می آید که فیلم پیش از مخاطبان آمریکایی،با مخاطبین اروپایی ارتباط برقرار می کرد. رویاهای یک انقلاب جوانان و فرهنگ یوتوپیایی که آنان می سازند؛ هرچه باشد، جهانی بود. تلاش های اروپایی برای اجرا کردن این انقلاب در 1968 به اوج رسید. برای مثال، در فرانسه، دانشجویان و کارگران در ماه مه در خیابانهای پاریس متحد شدند و در آستانه ی کنار زدن دولت محافظه کار دوگل از قدرت به  می رسیدند.  انقلاب اروپایی در حال حرکت به ورای پرده ی آهنین بود. در چکسلواکی «انقلاب مخملی» در آپریل آغاز شده بود؛ زمانی که چک ها تصمیم گرفتند تا هژمونی شوروی را کنار بزنند و خود مختاری را به دست آورند؛ اما این رویاها به سرعت سرکوب شدند. تا به انتهای 1968، شورش کارگری/دانشجویی در پاریس با از راه رسیدن تانکها ساکت می شود و مذاکرات سیاسی پشت پرده و تانک های روسی آماده می شوند تا بر «بهار پراگ» نقطه ی پایان ای بگذارند. زمانی که Night در سینماهای سراسر اروپا افتتاح شد؛ قاره آکنده بود از حسی که رویاهای انقلاب در زیر فشارهای حکومتی، از هم پاشیده بود. تا پایان 1968 شکل مشابهی از فروپاشی در ایالات متحد رخ می داد. جنبش پادفرهنگ پاره پاره و متفرق می شد؛ جنبش صلح آمیز به شکلی فزاینده خشونت بار می شد؛ و امید به آینده ای همراه با صلح از دست رفته به نظر می آمد. زمانی که Night در 1970 به سینماهای آمریکایی بازگشت؛ محبوبیتش نه فقط با توفیق اروپایی اش، بلکه همچنین به واسطه ی راهی که با جوان آمریکایی جدید و بدبین تر طنین داشت؛ تقویت شد.
  
      زمینه های فرهنگی....(ادامه دارد)

توضیحات نویسنده:


1.    Todd Gitlin, The Sixties: Years of Hope, Days of Rage (New York: Bantam Books, 1987), 407
2.    . Quoted in Paul R. Gagne, The Zombies that Ate Pittsburgh (New York: Dodd, Mead and Company, 1987), 36.
3.    Kevin Heffernan, Ghouls, Gimmicks, and Gold: Horror Films and the American Movie Business, 1953-1968 (Durham, NC: Duke University Press,2004), 219.
4.    به شکل جالب توجهی؛ رومرو به عنوان دستیار تهیه در شمال از شما غربی هیچکاک کار کرد؛ برای این و واقعیات جذاب دیگری در مورد رومرو و فیلمهایش به منبع اشاره شده در بند 2 مراجعه کنید
5.    Roger Ebert, "Just Another Scary Movie?" Reader's Digest (June 1969):127-128.
6.    در زمان نوشتن این مطلب خبرهای صنعت فیلمسازی نشان می داد که رومرو برای ساختن قسمت چهارم این مجموعه هم تامین مالی دریافت کرده است.
7.    Reynold Humphries, The American Horror Film: An Introduction (Edinburgh: Edinburgh University Press, 2002), 113.
8.    See Gagne, Zombies, esp. 21-40.
9.    به شکلی جالب توجه 1968 شاهد پایان موجموعه قوانین دست و پاگیر استدیویی و شروع نظام درجه بندی ام.پی.ای.ای بود- که توزیع کننده ی فیلم ،تشکیلات والتر رید، آن را برای درجه بندی ارائه نکرد.

توضیحات مترجم:
الف- عنوانی نمادین است برای اشاره به نسلی از جوانان اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 که در مخالفتهایشان- به ویژه با جنگ ویتنام- به راه های صلح آمیز و اجتناب از خشونت روی آوردند.
ب- سینماهایی با محوطه ی باز که مخاطبین با اتومبیلهایشان واردش می شوند.
ک-  Age of Aquarius در اصل عبارتی است نجومی در مورد چرخش محور زمین اما در اینجا منظور از آن اشاره به دوره ی ظهور جنیش های نو در دهه های 60 و 70 است.
پ-اصطلاحی عامیانه برای اشاره به سینماهای کوچک که بر خلاف مجموعه های بزرگ نه در مرکز شهر، بلکه در محله ها واقعند. با بلیت های ارزان فیلم هایی که اکران اولشان به پایان رسیده و با اکران های دو فیلمی.
ت- Ghoul؛ از از ریشه عربی؛ غول می آید. هر چند برای وصف زامبی ها، به ویژه در نظر خواننده فارسی زبان اصطلاح مناسبی به نظر نمی آید؛ اما در افسانه های عربی و اسلامی غول شبحی شوم است؛ که از قبرها مرده می دزدد و مرده خواری می کند.
ج- Catatonia: نوعی جنون که در آن شخص وارد جمودی خلسه وار می شود.

  • نقد فیلم ،
  • نقد فیلم ،
  • تحلیل فیلم ،
  • فیلمسازی ،
  • جستار های وحشت ،
  • سیاست ،
  • وحید طباطبائی ،
  • وحید طباطبائی ،
  • وحید طباطبائی ،

اخبار مرتبط
چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴

چهارشنبه ۱۱ شهریور ۹۴


نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر