• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴
  • نویسنده: وحید طباطبایی

1579
بازدید


جستارهای وحشت (6): پروژه ی بلیر ویچ

حدود 16 سال از اکران فیلم پروژه ی بلیر ویچ [The Blair Witch project] سپری شده است اما کماکان با قاطعیت می توان گفت این فیلم هنوز هم آخرین فیلم جریان ساز سینمای وحشت باقی مانده است؛ فیلمی که با وارد ساختن شیوه ی فایند فوتج [found footage] از سینمای مستقل (که خودش بخشی از آن بود) به درون سینمای جریان اصلی [mainstream] به خیل پرشماری از فیلهای وحشتناکی که به همین شکل ساخته شدند دامن زد که تقریباً هیچکدامشان [شاید جز Paranormal activity و فیلم اسپانیایی   Rec] به حدود آن نزدیک نشدند. علاوه بر این پروژه ی بلیر کم وبیش نخستین و قطعاً نخستین فیلم موفق در استفاده از اینترنت برای تبلیغات بود. همانگونه که در متن پیش رو مورد بحث قرار خواهد گرفت؛ تیم پشت فیلم به شکلی هوشمندانه سایت های اینترنتی را به کار بست تا به این شایعات دامن بزند که آنچه مخاطبین در سالن های سینما خواهند دید مستندی است که خود قربانیان تهیه کرده اند. پروژه ی بلیر ویچ نه تنها از این جهت در آستانه ی دورانی جدید ایستاد و به درستی آن را درک کرد بلکه ساختار فیلم را هم می توان آخرین تغییر عمده در سینمای وحشت برای انطباق با تغییرات در ترس های معاصر خود دانست. اگر که چند سال قبل از این فیلم،  Scream وس کریون، در راستای همین انطباق، کاراکترهایی از نسل ایکس را به تصویر کشید که مرز میان خیال و واقعیت، فیلم و جهان بیرون از آن را (کم و بیش سرخوشانه) گم کرده بودند؛ پروژه ی بلیر ویچ این گم کردن را ، بی سر سوزنی امید به رهایی از آن، به خود بینندگان منتقل ساخت. در زمانه یی که می رفت تا همه چیز به تصویر تقلیل یابد؛برای نسل ایکس به تصویر درآمده در پروژه... ؛ در تاریکی جنگلی که در آن گم گشته؛ تنها نوری که باقی مانده نوری است که فلاش دوربین می تاباند و تنها چیزی که می بیند همان «تصویری» است که دوربین به او عرضه می کند. با پروژه ی بلیر ویچ ما این وحشت را درونمان یافتیم که تنها و تنها «تصاویری پیدا شده» از ما برجا خواهد ماند.

 

 

پروژه ی بلیر ویچ

شبه-مستند وارد جریان اصلی می شود

 

Jane Roscoe

     پروژه ی بلیرویچ بی تردید «میهمان ناخوانده ی» [sleeper hit] سال است. ساخته شده با بودجه ی 35 هزار دلاری و با محتمل دانستن فروشی بالغ بر 150 میلیون دلار در ایالات متحد، از تمامی انتظارات پا را فراتر گذاشته و در رسانه های چاپی، در تلوزیون و در اینترنت به گرمی مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است. فیلم کارگردانانش، سانچز و میریک، را بدل به سلبریتی کرده، و تصویر روی جلد شماره آگوست 1999 مجله تایمز را برایشان به ارمغان آورد. علاوه بر الهام بخشیدن به فیلم سازان (بی بضاعت) جوان، فیلم گفتمان هایی را درباره ی موضوعاتی همچون مرزهای ژانر، و بازاریابی فیلم های جریان اصلی به راه انداخته است.

   پروژه ی بلیر ویچ از هر دسته بندی ساده انگارانه یی سرباز می زند. با به کار بستن رمزگان و عرف های ژانر مستند، داستانِ سه فیلم ساز دانشجو که در حین ساختن یک مستند در مورد افسانه ی جادوگر بلیر در جنگل های مریلند گم می شوند، پیچشی نو را در مورد ژانر وحشت فراهم آورد. به عنوان یک شبه-مستند [mock-documentary] فیلم جهانی به قدر کفایت باورکردنی را برای دسته هایی از مخاطبان می سازد تا در مورد وضع هستی شناختی آن دچار اشتباه شوند.

    می توان پروژه ی بلیر ویچ را بسته به این که درباره ی آن چه می دانید (یا فکر می کنید که می دانید) از شماری راه های متفاوت خوانش کرد. فیلم مطالعه ی موردی فوقالعاده ای را در مورد نقش آن دسته از داده های افزون-متنی [extra-textual] (همچون وبسایت ها، تبلیغات، و غیره) فراهم می آورد که در ساختن دیدگاه ها و خوانش های بیننده درباره ی فیلم نقش دارند. در این مقاله من برآنم تا پروژه ی بلیر ویچ را به عنوان یک شبه-مستند  مورد بحث قرار دهم، و همچنین می خواهم گستره ی بررسی را تا جایی در نظر بگیرم که فیلم قادر است به ساختن دیدگاهی بازتابی [reflexive position] برای بینندگان که تفسیری انتقادی را در باب مستند و جنبه های فرهنگ پاپ به تصویر می کشد. در این راستا من راهی را در نظر خواهم گرفت که در آن فیلم رمزگان و عرف های [سینمای] مستند را به کار می برد تا یک «واقعیت» باورپذیر را بنا نهد و بعلاوه این را بررسی می کنم که چگونه این اندوخته های افزون-متنیِ متنوع در خدمت به این بنا نهادن استفاده شده اند.

     همان گونه که در مورد شماری شبه-مستندهای دیگر هم این گونه بوده، پروژه ی بلیر ویچ مسبب برخی اشتباه گرفتن ها در مورد وضعیت هستی شناختی اش شد، از آنجا که برخی مخاطبین می پندارند که فیلم مستندی «واقعی» بود. متون شبه-مستند معمولاً در به اشتباه انداختن بینندگان موفق می شوند چرا که این مخاطبین در خوانش اشاراتی که وضعیت ساختگی فیلم ها را برملا می سازند شکست می خورند. اما در حالی که آن چه که گفته شد تا حدی این واکنش ها را نسبت به پروژه ی بلیر ویچ شرح می دهد، من استدلال خواهم کرد که فیلم تا اندازه یی در به اشتباه انداختن مخاطبان به این دلیل توفیق می یابد که خودش به دست سازندگانش به همین شکل تولید شده است.

    هیچ بررسی ای در مورد فیلم بدون قدری در نظر گرفتن آن به عنوان فیلمی وحشتناک کامل نیست. در بخش بعدی این مقاله راهی را مورد ملاحظه قرار می دهم که در آن اقتباس از زیبایی شناسی مستند شکل دهنده ی مسیری خواهد بود که ما وحشت را خوانش می کنیم. در نهایت، من پروژه ی بلیر ویچ را به عنوان فیلمی مورد توجه قرار می دهم که شبه مستند را از «خانه ی هنر» به جریان اصلی وارد ساخت.

 

     تولید بسیار مدرن یک غلط اندازی [hoax]

  یکی از جنبه های بسیار جالب توجه این فیلم راهی است که در آن فیلم بواسطه ی اینترنت بازاریابی کرد. آنچه که به عنوان یک راه ارزان و آسان برای پخش کردن اخبار و نظرات در مورد فیلم شروع شد به محل تبادل نظر تمام عیاری بدل شد که در آن به شکلی موثر داستانِ غلط انداز جادوگر بلیر و گم شدن دانشجویان تولید شود. ماه ها پیش از اکران رسمی فیلم، شماری سایت های اختصاص یافته [به فیلم] وجود داشتند که بخش های متنوعی از اطلاعات را از صافی های خود به سوی مخاطبین اینترنتی کنجکاو شده توسط شایعات مربوط به فیلم، جادوگران و دانشجویان، عبور می دادند. بسیاری از این سایت ها به دست افرادی ساخته شده بودند که فیلم را ندیده بودند اما باور داشتند که داستانی حقیقی است. این وبسایت ها در خلق یک دست اندازی سهیم شدند؛ یا به شکلی ناآگاهانه به این دلیل که آنها باور داشتند فیلم مستندی واقعی در مورد یک مفقود  شدن واقعی است، یا از طریق ساخت و پاخت کردن با فیلم سازان برای تولید و برقرار نگه داشتن سرصداها راجع به این غلط اندازی. در ابتدا هیچ تصمیم آگاهانه یی برای ترتیب دادن فیلم به عنوان یک غلط اندازی در کار نبود، اما بنا بر واکنش های اولیه به فیلم، این بلاتکلیفی درباره ی  وضعِ هستی شناختی فیلم توسط فیلم سازان مورد استفاده قرار گرفت، کسانی که از تایید یا تکذیب این که فیلم داستانی حقیقی بود سر باز زدند. 

    در جون 1998، هاکسان فیلمز [Haxan films]، تیم خلاق در پس پروژه ی بلیر ویچ، وبسایتی رسمی ساخت [www.blairwitch.com] که در نخستین هفته 75 میلیون بازدید به دست آورد [1]. سایت «مستندات» متنوعی را ارائه می دهد که اطلاعاتی راجع به و مدارکی در مورد جادوگرها، نوارها و فیلم سازان (ساختگی) ارائه می دهد، و بنابراین سایت جستجوگران را تشویق می کند که در غلط اندازی سهیم شوند، یا به عنوان یک «بیننده ی مطلع» یا به عنوان یک «باورمند».

    گرچه که در جشنواره ی فیلم ساندنس در ژانویه ی 1999، فیلم به عنوان یک فیلم وحشتناک رده بندی شد، کماکان به قدر کفایت گنگی در مورد وضع «تصاویر مستند» و داستان وجود داشت، به خاطر پوسترهای «گمشده ها» که فیلم را برای داشتن تاثیری واقعی تبلیغ کردند. داستان هایی در کار بود درباره ی افرادی که برای کمک به جستجوی دانشجویان Burkittsville می شدند. در خلال جشنواره ی ساندنس کمپانی آرتیسان اینترتینمنت [Artisan Entertainment] فیلم را با مبلغ 1.1 میلیون دلار خریداری کرد  و به سرعت به تب و تاب بخشیدن به حواشی اطراف فیلم پیوست-این وحشت حقیقی بود. بدون صرف کردن هیچ مبلغی برای شیوه های سنتی تبلیغات، پروژه ی بلیر ویچ پیشاپیش به وضعیتی کالت دست یافته بود و هنگامی که سرانجام در جولای 1999 در سطح ملی افتتاح شد، تماشگرانش تضمین شده بود.

 

    اینترنت کاری بیش از تبلیغ صرف فیلم انجام داد، اینترنت اجتماعی از هوادارن پروژه ی بلیر ویچ را خلق کرد، کسانی که از وبسایت ها برای ارتباط برقرار ساختن با یکدیگر و مشارکت کردن وسیعتر در شبکه های مجازی بهره بردند. این سایت ها همچنین بدل به مکان هایی برای اظهار نظر شدند که در آنها به فیلم واکنش نشان داده می شد.  این پدیده مجموعه یی از وبسایت های کمتر جدی را به وجود آورده است؛ یکی از بهترین spin-off های [الف] به قصد دست انداختنْ پروژه ی بلیر وارنر [The Blair Warner Project] است؛ که پس از این ساخته شد که سازنندگانش، سیلیا پُپولوس [Cecilia Populus] و تریشا هارلبرت [Trisha Hurlburt]، تریلرهایی را از جشنواره ی ساندنس دیدند [www.geocities.com/sunsetstrip/Lounge/3027/Blair.html]. این یک سایت برای ادای احترام است که بازیگوشانه پروژه ی بلیر ویچ را تقلید می کند. بخصوص پوستر آن بامزه است که می گوید:

 

    «در تابستان 1985 سه دانش آموز پیش دانشگاهی اهل ایستلند درون جنگل ناپدید شدند در حالی کهه به دنبال هم کلاسی شان می گشتند. یک سال بعد، کفش چرخدار (roller-skates) توتی پیدا شد...»

 

    این سایت ها به این که محلی باشند برای این که بتوانید در آنها تریلرها را تماشا کنید، با فیلم سازان صحبت کنید و شایعات درباره ی جادوگر بلیر را رد و بدل کنید، ادامه دادند.  به مجرد این که فیلم در ایالات متحد به روی پرده رفت، این سایت ها لینک هایی را برای [دسترسی به] مقالات [در مورد فیلم] تدارک دیدند، دسترسی به تصاویر اضافه را عرضه کردند، و متاخرتر از همه، به عنوان بازاری برای نوارهای ویدئویی، و سایر کالاها عمل کردند [2]. 

    اینترنت نقشی مهم در جلب توجه به فیلم ایفا کرده است، با خلق بازاری برای آن، و کمک رساندن به جعل ساختن فیلم به عنوان «داستانی حقیقی» . برای آنهایی که می دانستند فیلم یک شبه-مستند، یک داستان تخیلی تمام عیار است، گشت زدن در وبسایت ها بدل به راهی شد برای آگاهانه پیوستن به این تفریح. برای کسانی که به حقیقی بودن فیلم باور داشتند، بسیاری از این سایت ها باورهایشان را تصدیق می کرد و آنها را متقاعدتر می ساخت. در هر دوی این راه ها، سایت های اینترنتی را می توان به عنوان شکل دهنده به مسیری که در آن مخاطبین می توانند فیلم را خوانش کنند و به آن بپردازند، دید. 

 

     نفرین جادوگر بلیر

 

 ادامه دارد...

 

توضیحات نویسنده:

1. Richard Corliss, "Blair Witch Craft," Time, Aug. 16, 1999, p. 52.

2. There are literally hundreds of sites dedicated to the film. A simple search will

yield links to reviews, spoofs, commentaries, chatrooms, fan sites, places to get

merchandise, and of course links to witch craft sites and other paranormal sites. A

list of websites is included above

 

توضیحات مترجم:

الف- به محصولات جانبی یا عارضی یک پروژه ی بزرگ تر گفته می شود.

 

 

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر