• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۴
  • نویسنده: سحر مکتبی

1570
بازدید


نا برابری هایی که خود موجب افزایش نابرابری می شوند:

   در این بخش، ما روشی [method] را برای ارزیابی اثرات سقف شیشه ای ارائه می کنیم که هر 4ملاکی را که پیشتر ترسیم شد، یکپارچه می سازد. ما این کار را از طریق گستردن استراتژی تحلیلی مان و برجسته ساختن موضوعات روش شناسانه ی کلیدیِ مرتبط با ارزیابی یک اثر سقف شیشه ای انجام می دهیم. به دلیل در دسترس بودن مهیای داده های درازمدت در مورد درآمدها و سابقه ی کاری، استفاده ی ما از این روش به داده های درآمدی حاصل از مطالعه ی گروهیِ پویاشناسی درآمد یا PSID [الف] متمرکز است. اگرچه که نمونه ی عینی مان از این داده ها تبعیت می کند، ما در پس آنیم که استراتژی ای را برای بررسی اثرات سقف شیشه ای بسط دهیم که شاید به همان میزان درباره ی اتوریته، میزان تحصیلات، یا سایر نتایج کارآ باشد.

    نخستین ملاک سقف شیشه ای بر تبعیض دلالت داشت.  ما این ملاک را از طریقی معمول، اگر نه ناقص، به وسیله ی در نظر گرفتن اثرات نژاد و جنسیت در کنار سایر فاکتورهای اساسی، مورد سنجش قرار می دهیم. بی گمان نمی توان تمام فاکتورهای مرتبط-با-نتیجه را به شمار آورد، بنابراین برخی از ناهمسانی های نژادی و جنسیتیِ برجای مانده شاید بازتابنده ی تبعیض نباشند. اما ما از تحقیق های پیشین این را می دانیم که تحصیلات، سابقه ی کاری، تصدی [tenure] تناسب معنادار را از ناهمسانی های نژادی و جنسیتی ترسیم می کنند (برای مثال، کوکوران و دانکن 1979؛ ولینگتون 1993 و 1994). با رشد تا حد زیادی متاخر در ورود زنان به درون حرفه هایی با پرداخت بالا همچون پزشکی و حقوق و افزایش در موقعیت های مدیریتی زنان (جاکوبز 1992)، عدم مساوات زنان در سطوح درآمد بالاتر شاید صرفاً بازتابدهنده ی سطوح سابقه ی کاری پایینترشان باشد. از این رو، دست کم سابقه و تصدی باید [در تحقیق] ثابت نگاه داشته شوند. در واقع، شمار محدودی از مطالعات سقف شیشه ای با این سنجش حداقلی تلاقی یافته اند ( برای مشاهده ی استثنائات به اینها مراجعه کنید کی و هاگان 1995؛ ناف و توماس 1994؛ تانگ 1997).

     دوم، یک اثر سقف شیشه ای بر این دلالت می کند که اثرات جنسیت و نژاد برای شانس های ترقی یافتن به بالاترین سطوح نتایج نیرومندتر از هر زمان دیگرند. بنابراین، نیاز است تا مقیاس نتیجه به چند بخش تقسیم ، و اثرات نابرابری باید در هر سطح از نتایج جداگانه در نظر گرفته شود (برای مثال، اتوریته ی ناموجود/حدودی/بالا؛ درآمد پایین/متوسط/ بالا). این بازگردهای لجستیکیِ جداگانه اثرات جنسیت و نژاد را از هر بخش به بخشی دیگر تخمین می زند. اگر که نتایج به شکلی عادی توزیع شده باشند  و توزیع نتایج مربوط به زنان توزیع نتایج مربوط به مردان را ، اما در سطحی پایینتر منعکس می سازد؛ در این صورت ضریب جنسیت در خلال تمام بخش های ممکن شابت خواهد ماند. اما اگر که زنان بخصوص در انتهای بالاییِ توزیع نتایج با عدم مساوات رو در رویند، پس ضریب [جنسیت] همان گونه که بخش ها بالاتر می روند، افزایش می یابد [1].

     این استراتژی گرایشی رو به رشد را در قبال کند و کاوِ نابرابری ها در تمامی سطوح متغیر نتایج گسترش می دهد (برنهارت، موریس و هندکوک 1995؛ کاتر، هرمسن و وینمن 1999). [این] رویکر نسبت به فرم کارکردی مقایسه های شکل گرفته در هر سطحی از نتایج حساس است: برای مثال، تفاوت های درصدی ساده گهگاه همان شکاف های جنسیتی در سطوح بالاتر را در سطوح میانی توزیع نمایش می دهند. یک تغییر شکل لوجستیک یا پروبیت از این مشکل جلوگیری می کند (کاتر و سایرین 1997).

در تحلیل های پیش رو، ما توزیع ساعتی درآمد را در سه نقطه رده بندی می کنیم: درصد 25م، 50م و 75م از درآمد مرد سفیدپوست. این حدها سه آستانه ی متفاوت از درآمد را می نمایانند که یک شخص شاید از آن فراتر برود و با خیر. ضریب های جنسیت بزرگتر در 75مین درصد در قیاس با 25مین درصد حاکی از آن است که جنسیت در آستانه ی بالاتر در تعیین کردن شانس های درآمدی، بااهمیت تر است.

     سرانجام، از آنجایی که سقف های شیشه ای شانس های ترقی ای  را بازتاب می دهند که در طی زندگی حرفه ای برخی اشخاص به شکلی کندتر رشد می کنند؛ ما خط سیرهای زندگی حرفه ای شخص را در طی زمان در نظر می آوریم. این خط سیرهای زندگی حرفه ای به طور ضمنی تغییرات سالانه ی میانگین شانس های درآمد (ملاک سوم) را یکپارچه و ما را قادر می سازند تا این را بسنجیم که آیا ناهمسانی های نژاد و جنسیت همراه با سابقه ی کاریِ بیشتر افزایش می یابند یا خیر (ملاک چهارم). ما می خواهیم بدانیم که چگونه بازگشت ها به سابقه ی کاری از یک سطح به سطحی دیگر از نتایج توسط نژاد و جنسیت تغییر می یابد. یک سقف شیشه ای بر این دلالت دارد که زنان و اقلیت ها  در همان حال که زندگی حرفه ای شان را به پیش می رود، بیشتر از مردان [سفیدپوست] عقب می مانند و بر این که این عدم مساوات رو برشد در سطوح درآمد بالاتر، از موارد پایینتر قابل توجه تر است.

PSID داده های درازمدتی را مهیا می سازد  که به ما اجازه می دهند تا خط سیرهای زندگی حرفه ای را برای هر شخصی محاسبه و این خط سیرهای زندگی حرفه ای را از خلال نژاد و جنسیت مقایسه  کنیم.  این طرح از درهم آمیختگی اثرات سابقه و اثرات کوهرت که مورگان (1998) درباره ی آن هشدار می دهد، جلوگیری می کند زیرا که ما اثرات سابقه را بر هر شخصی جداگانه مورد محاسبه قرار می دهیم. به علاوه، ما برای گروه [کوهرت] کنترل های مستقیم را در شمار می آوریم. با اهمیتی بیشتر، مطالعه ی خط سیرهای زندگی حرفه ای سنجش هایی را برای تاثیرات نژاد و جنسیت بر نرخ تغییر در نتایج در خلال زندگی حرفه ای فراهم می آورد. ما از مدل های تصادفی اثرات به منظور مورد سنجش قرار دادن تعین های اثرات سابقه ی کاری بهره بردیم، و در نتیجه به ضریب سابقه ی کاری اجازه داده شد که از یک فرد به فردی دیگر کم و زیاد شود. این مدل های تصادفی اثرات هم ارز روشهای چند سطحی ای اند که در آنها سالهای کاری در میان افراد بیچیده شده است (بریک و راودنبوش 1992).

این بی دردسر است که نیروی اثر سابقه ی کاری را به عنوانی ضریبی یکه شرح دهیم به طوری که ما بتوانیم صاحب یک آزمایش ساده باشیم از این که که آیا این ضریب در میان مردان سفیدپوست از زنان یا اقلیت ها قدرتمندتر است یا نه. اثرات سابقه ی کاری به صورت کلی، خطی نیستند: درآمد و ترفیع ها در سالیان نخست زندگی حرفه ای به سرعت رشد می کنند و سپس از سرعت آنها کاسته می شود. به طور مثال می توان این را در منحنی های شکل 2 دید؛ شکلی که از داده های PSID بهره می برد تا شانس ها را برای پیشی گرفتن از سطوح پایین، متوسط، و بالای درآمدهای ساعتی در هر سالی از سابقه ی کاری نشان بدهد. این ها جدول های مقطعی ساده ی ای هستند که دیگر فاکتورهایی را که آنها هم بر تعیین درآمدها دخیل اند در نظر نمی گیرند؛ اما انحنای اثرات سابقه مشهود است. ما این انحنا را در یک تابع لگاریتمیک که ساخته شده از نتایجی است که در اینجا گزارش نشده، مجسم می سازیم؛ لگاریتمی که بهتر از آلترناتیوهای دیگری همچون تابع های خطی، جذری یا درجه دوم مناسب این منحنی است.

ادامه دارد....

 


نویسندگان:

David A. Cotter

Joan M. Hermsen

Seth Ovadia

Reeve Vanneman

.....
ملاک های بعدی را در ادامه بخوانیم. همچنین اگر شما هم به بحث بررسی بی عدالتی های اجتماعی و عوامل آن علاقه مند هستید و یا در این زمینه فعال هستید به نار بپیوندید. و ما را در تکمیل این پروژه یاری کنید.

info@naar.ir

saharmactabi@gmail.com

vahidvahidi386@yahoo.com

وحید طباطبائی، سحر مکتبی

  • سقف شیشه ای ،
  • سحر مکتبی ،
  • زن ،
  • زن ،
  • زنان ،
  • وحید طباطبائی ،

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر