• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • جمعه ۲۲ آبان ۱۳۹۴
  • نویسنده: محمدرضا مقیمی

1944
بازدید


درون ذهنیت طراحی من : Janet Echelman ، مجسمه ساز هوا-فضایی شهری

ابزار و تجهیزات نقاشی اش گم شده بود. به عنوان استاد Fulbright در هند مجبور بود ماموریت هنریش را به انجام برساند، اما بسته ی تجهیزات هنریش، هیچوقت به روستای کوچک ماهیگیری، ماهابالیپورام نرسید. در جستجوی یک مدیوم جدید، روزی در یک نگاه معمولی به اطرافش، چیزی را که می خواست دید. یک تور ماهیگیری... تعداد بسیار زیاد از آن و ماهیگیرانی که مشغول به کار با این دست-سازه ی قدیمی بودند. و این گونه نطفه ی اولین مجسمه ی پارچه ای شناور در ذهن او متولد شد.

از آن موقع به بعد Echelman دیگر به عقب نگاه نکرد به بالا نگاه کرد. مجسمه های هوایی به یاد ماندنی او زیبایی بخش شهرهای مختلف دنیا شده اند و ستایش ویژه ی کمک هزینه هنری گوگنهایم هم به دنبال این مجسمه هاست.

Mahabalipuram

اکنون آخرین اثرش با نام،  As If It Were Already Here بر فراز  Rose Kennedy Greenway در مرکزشهر بوستون نصب شده است. این اثر هوا-فضای شهری جدیدی تعریف می کند، با تاکید بر محلی که زمانی یک بزرگراه طبقاتی قرار داشت. اینطور که Echelman می گوید : "انگار که دارم فضای باز را می دوزم، و مرکز شهر را دوباره به آب نما وصل می کنم."

"دوختن"، در مواجهه با طراحی مهیبی همچون کار  Echelman، تعبیری ظریف به نظر می رسد. 

مجسمه جدید، حدود 600 پا گستردگی دارد و از 100 مایل ریسمان و بیشتر از نیم میلیون گره تشکیل شده و تقریلا 2000 پوند وزن دارد. اما هنوز شناور است و بال میزند و مانند موج در باد حرکت می کند. 

اکنون، Echelman، نگاهی به درون به اثرش را با ما به اشتراک می گذارد، این که چگونه ریسک های موجود در طراحی میتواند به بازی پوکر شباهت داشته باشد، چرا باید منتقد درونتان را به "استراحت-به-صرف-قهوه" بفرستید، و اینکه چگونه سرزمین و خود تاریخ از میهمانی چای خوری بوستون گرفته تا قیام خودرو ها در دهه 1950- می توانند الهام بخش طراحی باشند.

چه چیز الهام بخش آخرین اثر چیدمان شما در مرکز شهر بوستون بود؟

در جریان پژوهشم برای اینکه بفهمم مجسمه را باید به کجای ساختمان ها وصل کنم، داشتم ساختمانی را بررسی می کردم که یک مامور امنیت ساختمان از من سوال پرسید که می خوام دیوار زیر زمین رو ببینیم یا نه! پرسیدم "چرا؟" گفت : "بلوک های اصل گرانیت دیواره دریا اینجا هستند از زمانی که  John Adams اینجا دفتر داشت."

فکر کردم "واااای!" فهمیدم کجا وایسادم، در وسط greenway، قبلا اینجا آب بوده. اینجا دقیقا همون ساحلیه که انقلابیای امریکایی صندوق های چای رو به آب انداختند.

شروع کردم به فکر در مورد اینکه شهر چه جوری شکل گرفته و چه جوری بریده شده. زمانی تپه ها برای ایجاد یک سرزمین ساحلی، صاف شدند. بعد در زمان پادشاهی خودرو ها در دهه 50 یک بزرگراه طبقاتی ساخته شد. و در آخرین تغییر جدی The Big dig، پروژه ای بود که این greenway زیبا را پدید آورد.

تمام این تاریخ، الهام بخش طراحی بود. نقاط اوج سه تپه ی اصلی، با فضاهای خالی و پوچ درون اثر دوباره احضار شدند. من به خطوط روی سطح بزرگراه هم نگاه کردم و همین باعث ایجاد خط های روی کار شد. شکل کلی مجسمه، بازنمایی "جاده" ایست که الان ما را به سمت آینده ی این فضا و شهر می برد.

چیدمان Echelman در مرکز شهر بوستون

اصلا چه گونه شروع به طراحی یکی از این مجسمه ها می کنی؟

خب، واقعیت اینه که، من نمی تونستم بدون ابزار طراحی نساجی کنم. ما با یک مدل سه بعدی  physical   از ریسمان و سیم شروع کردیم. بعد از آن یک مدل سه بعدی دیجیتال ساختیم، این کارو با نرم افزار JNet ، که در حقیقت یه پلاگینه برای نرم افزار Maya ، ساخت شرکت Autodesk انجام دادیم.

با نرم افزار، می تونم توری پارچه ایم رو مدل کنم، و کاملا محدودیت های چیزی که می خوام بسازم رو بفهمم. می تونم قطر ضخامت، قدرت و وزن هر ریسمان رو وارد کنم، برای اینکه بتونم نتیجه رو در اثر جاذبه و حرکت هر ریسمان در باد رو پیش بینی کنم. این امکانات، طراحی من رو زیر-و-رو کرد. 

و چیزی که خیلی هیجان انگیزه، اینه که من امکان تکرار شرایط مختلف رو به سرعت دارم، چیزی که قبلا اصلا نداشتم. قبلا مجبور بودم طرح رو برای یک مهندس در فرانسه بفرستم و بعد از دو تا چهار هفته نتیجه رو بگیرم و اگر خوش شانس می بودم می تونستم یکی دو تغییر توی طرح ایجاد کنم. اما الان در یک روز می تونم تغییرات بیشماری رو بار ها امتحان کنم و این، مسیر هنر من رو خیلی باز تر کرده.

جدول زمانی و روند تولید واقعی رو به چه شکل برنامه ریزی می کنید؟

نساجی معمولا 9 ماه طول می کشه. شما نمی تونید سرعت تولید دستی (handcraftsmanship) رو بالا ببرید. 

تولید همه چیز و بافتن ریسمان ها در ایالات متحده انجام میشه. من تمام مدت با یک نوع از متریال نساجی کار کردم و می کنم و این رابطه ی طولانی و عمیق کاری بین من و متریال باعث ایجاد فهمی قوی شده که برای من ارزش زیادی داره. این متریال به منطقه Puget Sound تعلق داره، که صنعت ماهیگیری تجاری از سنت های اون منطقه محسوب میشه.

بیرون از مجسمه ها، آیا طراحی جدید هست که با دیدنش بگی "واای، اونا ترکوندند!!"؟

فضای محوطه ی پروژه ی High Line  The به عنوان یک فضای عمومی خیلی صمیمی و غنی به نظر می رسه. من به تازگی از لندن برگشتم و اونجا با پروژه ی The Shard اثر Renzo Piano مواجه شدم، جزییات و سبکی معماریش واقعا زیباست.

با نگاهی به گذشته، وقتی که میخواستی شروع به کار کنی چه توصیه ای به خودت می کردی؟ یا چه توصیه ای به هنرمندان و طراحانی داری که میخوان راهشون رو بسازن، صداشون رو به گوش بقیه برسونن و مسیرشون رو شکل بدن؟

به خودم احتمالا می گفتم، "خیلی نگران نباش". فکر می کنم توصیه ای که به بقیه دارم اینه که خلاص شدن از منتقد یا منتقد های درونی غیر ممکنه، و لی من بعضی موقع ها برای "استراحت-به صرف-قهوه" می فرستمشون.  ما خیلی از ایده هایمان را قبل از پرورش و کمک برای اینکه روی پای خودشون بایستند، خود-سانسوری می کنیم.

فکر می کنم به همین خاطر مسیر حرفه ای من بعید به نظر می رسه. اگر به خودم زمان نمی دادم و اون ایده های دیوانه وار و متریال های ناچیز رو جدی نمی گرفتم، هرگز اونا به جایی که الان هستن نمی رسیدن. ما نیاز داریم ایده هامون رو جدی بگیریم هرچقدر هم که خاکی و ناچیز به نظر می رسند.

The High Line, NYC

چه چیزایی رو بزرگترین ریسک و دستاورد برای خودت میبینی ؟

خب منم یه جاهایی تو کارم ریسک کردم، حتما اینجوریه. اما همزمان من هیچ وقت ریسک حساب نشده نمی کنم. آماده سازی ها رو انجام میدم، گروهمو می سازم، همه چیز رو مرور می کنم و کارم رو هرقدر که بتونم کامل تر انجام میدم.

من فکر می کنم به عنوان یک هنرمند یا طراح، ما باید ایده ای داشته باشیم و باورش داشته باشیم و فقط در این صورته که بقیه ی مردم اون تصویر رو باهم سهیم میشن. و این همون ریسکه. مثل اینه که تو بازی پوکر All-in  کنید، همیشه نمیدونید، ولی تدارک بهترین ریسک رو می بینید.

اینه که به ساخت اولین مجسمه ی هوا-فضایی با اندازه ای بزرگ ام در پرتغال، "بله" گفتم، زمانی که نمی دونستم چه طوری انجامش بدم، ریسک خیلی بزرگی بود. ولی اون همه چیز رو ممکن کرد.

یادداشت نگارنده: این شماره سوم از مجموعه جدید Line//Shape//Space به نام "درون ذهنیت طراحی من است. برای کشف دیدگاه های نزدیک تر و شخصی تر طراحان پیشرو، گوش به زنگ ادامه ی این مجموعه باشید. 

 اول 

دوم

 متن اصلی این نوشتار را می توانید، اینجا بخوانید. 

نگارنده متن اصلی : Heather Miller

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر