• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
  • نویسنده: پایگاه نار

2612
بازدید


تهران نگارخانه ای به وسعت یک شهر

نگارخانه ای به وسعت یک شهر، صحبت این روزهای تهران است. دیگر صحبت از شهری با آلاینده ها و حرف های تکراری اش در میان نیست. حرف هایی که کمتر در راستای بهبودشان گامی اساسی بر می داریم. حرف هایی که این بار نه سویه ی سرمایه داری به خود گرفته، نه فرهنگی، نه ملی و نه مذهبی. صحبت امروز از جنس هنر است.
فضای شهر تهران با بیلبوردها و دیوارهایش مدت هاست به عنوان فرصتی برای انتقال مفاهیم و پیام های اخلاقی، دینی، سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد. رویکردی که با تکرار و به طور منسجم در مکان های مختلف شهری در راستای اهداف و سیاست گذاری ها متاثر واقع می شد. حجم این پیام های تصویری ونوشتاری، موجب گشته تا کمتر شاهد تصاویری انتزاعی و یا حاوی پیام هایی باشیم که در چهارچوب هنر بیان می شوند.
بنرها و بیلبوردها که علاوه بر به نمایش گذاشتن پیام های سیاسی و اخلاقی، کارکردی اقتصادی داشته و نقش بزرگی در تبلیغات دارند، این روزها در تهران به رسانه ای تبدیل شدند که بی سابقه بوده است. بیش از 1600 سازه ی تبلیغاتی و تابلوی شهری به نمایش آثار هنری اختصاص یافته است. ایده ی این طرح با سعیدشهلاپور بوده و مجری این طرح مجتبی موسوی می باشد، ایده ای که نه تنها فضای شهر تهران را  تغییر داد بلکه در فضای مجازی و مطبوعات نیز بحث و گفتگو هایی به راه انداخت. تهران که تا پیش از این همواره پیام های اخلاقی، دینی و سیاسی را در خود به نمایش می گذاشت، حالا نگارخانه ای شده است به وسعت یک پایتخت، یک شهر.
بیرون کشیدن آثار هنری از موزه ها و نگارخانه ها باعث می شود که این بار نه فقط قشری خاص، بلکه عموم مردم به عنوان مخاطب مورد هدف قرار گیرد. موسوی در مصاحبه ای تلفنی با پایگاه نار، هدف از این پروژه را ترغیب مردم به بازدید از موزه ها بیان کرد. موزه ها، جایی ست که آثار هنری  تا کنون به آن تعلق داشته و همواره میزبان جمعیتی محدود و ثابت بوده است. نگارخانه هایی که کمتر در رسانه های عموعی دنبال می شدند و کمتر مورد حمایت بودند. نگارخانه هایی که از لحاظ مکان و موقعیت کمتر به سطح شهر مرتبط بودند و فقط برای کسانی قابل شناسایی بوده که متعلق به همان قشر محدود و متمرکز بازدیدکندگان هستند،آنها که هنر را دنبال می کنند و با هر نیتی برای بازدید از گالری ها زمان صرف می کنند و همان ها که امروز نسبت به این تغییر حساس شده اند. و پرسش هایی را موجب گشته اند.
بستر پرسش ها را با یادآوری مرگ یکی از خوانندگان پاپ در تهران و حضور غافلگیر کننده ی مردم در مراسم تشییع جنازه و سوگواری آن و سخنرانی یکی از استادهای دانشگاه تهران در باره ی پدیده ای که رخ داده بود، فراهم می کنیم. این پرسش که مردم در تشخیص هنر و هنرمند چه مقدماتی را طی می کنند؟ رسانه ها و سیاستگذاری ها چه خدمات و فرصت هایی را برای پرورش هنر فراهم می کنند؟ و مهم تر از همه، رسانه ها چطور بر سلیقه مردم تاثیر می گذارند؟ اگر دامنه ی تشخیص افراد در شناسایی هنر و تاثیرپذیری از آن را همچون سقفی بدانیم که ارتفاع آن را رسانه ها و سیاست گذاری های جمعی تعیین می کند، و اگر استفاده از فضای شهری به عنوان ابزاری بر کنترل رفتار، اخلاق، منش و تفکر شهروندان، زحمت فکر کردن را با تذکرها و یادآوری هایشان می کاهند، مثل لقمه ای جویده شده، مثل سقفی کوتاه و قابل دسترس تری به خاطرمان می آید. آیا سیاست جمعی ما با این حرکت گسترده نگران آن نیست که شهروندان از پس هضم این لقمه برنیایند؟
پرسش بعدی میزان آگاهی، حساسیت و دقت در انتخاب آثار از طرف سازمان زیباسازی است. آیا نصب این تابلوها به معنی آگاهی از پیام و موقعیتی است که هر اثر در زمان نقش گیری اش داشته است؟ و در این صورت چطور با هدف ترغیب مردم به بازدید از موزه ها، پیام ها و آثاری در سطح گسترده انتشار یافته اند که بعضا با سیاست گذاری های سابق هم راستا نیستند؟
پرسش دیگر مدت زمان و پایداری پیاده سازی این طرح است، گام بعدی چیست؟ و بعد از این شوک بصری چطور در راستای این هدف مردم را با هنر همسو می سازند؟
و این پرسش اصلی که در موزه ها و گالری ها چه خبر است؟ چه جریانی پیش می رود و چقدر از آن آگاهیم؟ با چه هدف مردم را به بازدید از آثار ترغیب و دعوت می کنیم؟
با تمام این صحبت ها، هر چند تا کنون شاهد دلسوزی از جانب شهرداری نسبت به جریان های درون نگارخانه ها و هنر نبودیم، این پروژه به تنهایی، نگاه تازه ای را رغم زد. پروژه ای که قابل قدردانی و ستایش است. به همین منظور در این مطلب به گفتگو با مجتبی موسوی پرداختیم.

مجتبی موسوی مجری پروژه ی تهران نگارخانه ای به وسعت یک شهر، در پاسخ به سوالات، از پایگاه نار چنین گفت:
این طرح توسط شورای هنری سازمان زیبا سازی شهرداری تهران و زیر نظر شورای سیاست گذاری شهرداری تهران مبنی بر توسعه ی فرهنگ و هنر در سطح فضای شهری صورت گرفته است. که ایده ی اولیه ی آن بر اساس ایده ی آقای شهلا پور شکل گرفته است. طبق صحبت های جناب آقای موسوی این طرح در راستای افزایش سواد بصری جامعه، تلطیف فضای شهری و رونق و توسعه ی هنر در فضای شهر تهران که از سیاست های کلان فرهنگی شهرداری می باشد و برای کاهش آلودگی بصری شهر انجام شده است.
سازمان زیبا سازی شهرداری تهران این طرح را برای دو گروه هدف که شامل مخاطبان خاص و مخاطبان عام می باشند در نظر گرفته است، که طبق پیش بینی های این سازمان، این طرح طرحی موفق در بین مخاطبان خاص و نیز مورد استقبال مخاطبین عام در سطح شهر تهران بوده است. چنانکه این طرح توسط مردم به خوبی دیده شده و همه به نوعی از آن راضی بوده اند و این رضایت در فضای مجازی، فضای عمومی مشخص گشته است.
شورای سیاست گذاری شهرداری تهران که بخشی از بدنه ی آن را هنرمندان تشکیل می دهند، سعی در تشکیل مجموعه ای از بهترین نمونه های هنری ایران و جهان داشته است که ۷۰ درصد تصاویر، آثار تاثیرگذار هنر ایران و ۳۰ درصد بقیه آثار مطرح تاریخ هنر جهان می باشند و در مکان هایی که سابق محل تبلیغات تجاری و فرهنگی بوده اند به نمایش درآمده است که میراث فرهنگی و معنوی ایران و جهان را به مردم بشناساند.
این طرح به عنوان طرح برتر جزء تقویم سال خواهد گشت و هرساله تهران طی مدت تعیین شده میزبان آن خواهد بود.طبق سخنان آقای موسوی در راستای ادامه ی این فرهنگ سازی به زودی سمپوزیسیوم مجسمه سازی در مهرماه در تهران برگزار خواهد شد.

مصاحبه کننده: مینا دادرس
نویسندگان: سحر مکتبی، محمد رضایی
عكاسان: نياز واحدي، آرمين شكوهي

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر