• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
  • نویسنده: محمد رضایی

2963
بازدید


«زنان» چیزی برای نگریستن

گاهی اوقات با دقت به وارسیِ تنِ معشوق ام مشغول می شوم. وارسی کردن، کاوش کردن است: من دارم تنِ  دیگری را می کاوم، انگار می‌خواهم ببینم درونِ این تن چیست، انگار انگیزه ی بی اختیارِ اشتیاقِ من، از این تنِ ناسازگار نشأت می‌گیرد (مثل بچه‌ای که ساعت را باز می‌کند تا معنیِ زمان را بفهمد). این عمل با حالتی سرد و خشک، و مات و مبهوت صورت می گیرد؛ من آرام و مراقب ام، انگار با جانور عجیبی مواجه شدم که ناگهان دیگر از آن نمی ترسم. برخی از قسمت‌های بدن مناسبتِ خاصی برای این مشاهده دارند: مژه ها، ناخن ها، ریشه ی مو ها، چیز هایی بسیار ناقص. او تکان نمی خورد، پیداست که من درحال بت واره ساختن از یک جسد ام. اگر تنی که وارسی اش می‌کنم تکان بخورد، اگر ناگهان کاری بکند، میل من دگرگون می شود«رولان بارت» (۱)

 

بدن و بحرانِ نگریستن

در عصر ویکتوریا، استفاده از عکاسی برای علومی چون سیما شناسی گسترش یافت، استفاده ای برای طبقه بندیِ «تیپ» های اجتماعی. علاوه بر عکس‌های پرتره (شخصی/ پلیسی) تصاویر اروتیک هم، با اینکه جنبه ی سیما شناسانه ی آن‌ها برجسته نیست، به دسته بندیِ «تیپ» های اجتماعی می پردازند. در هرزه نگاری های عصر ویکتوریا، پوشاک و اسباب و آلات، مشخص کننده ی طبقه و حرفه بوده اند. این تصاویر تیپ هایی چون رخت شو ها را، که از نظر جنسی قابل دسترس نشان داده می شدند، بازنمایی می کردند. مثلاً عکس‌های «آرتور مانبای»، از زنانِ رخت شو خانه. از سوی دیگر، تصاویری بودند که زنان و زوج ها را در محیط های خانگیِ تروتمیزِ طبقه ی متوسط نشان می دادند.(۲) می‌توان گفت این‌ها اولین جنبه های نظر بازانه ی عکاسی بودند، برای انسانی که دسته بندیِ  بصریِِ جهان را  به شدت لازم می انگاشت.

امروزه  تصاویر زیادی برای مصرف کننده ی مرد مهیا می شود. آثار اروتیک، ابژه های خود را به تیپ های قابل تشخیص طبقه بندی می‌کنند و با تاکید بر ویژگی‌های زنانه، آن‌ها را به لحاظ جنسی (برای مرداندر دسترس قرار می دهند. درست شبیه تصاویر مجرمان در عصر ویکتوریا، که با دسته بندی ظاهری، به آنها معنا می دادند، تصاویر هرزه نگاری نیز زنان را ابژه های فانتزی معرفی می کنند.

در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، توجه «نقد فمینیستی» به این بازنمایی های زنان معطوف بود. آن‌ها فرایند «ابژه سازی» نسبت به بدن زنان را محکوم می کردند. این فرایند به آثاری اشاره داشت که بدن زنان را آن‌گونه بازنمایی می‌کردند که به ابژه هایِ صرفِ نگاهِ مردانه بدل شوند. آن‌ها تفاوت میان تصاویر مشروع و نامشروع را که بر میزان صراحت برهنگی یا عمل جنسی استوار بود، زیر سؤال بردند. علاوه بر تصاویر هرزه نگاری (شدید/ملایم) تصاویر تبلیغاتی هم مورد نقد فمینیستی قرار گرفت.

 

ابژه های میل

مفهوم ابژه سازی موضوعیت خاصی در عکاسی دارد. از والتر بنیامین تا سوزان سونتاگ، یک دیدگاه توسط منتقدین تکرار شده است و آن اینکه عکاسی ذاتاً قادر به انجام کاری نیست، مگر نشان دادن ظواهر سطحی. عکاسی در نهایت یک «ابر گردشگر» است(۳) و بی‌آنکه خود بخواهد، از طریق بدل کردن انسان‌ها به چیزی برای نگریسته شدن، آن‌ها را به ابژه بدل می کند. اما طی روند های تاریخی ای که نظام مرد سالار پیموده است، مردان به عنوان «صاحبان نگاه» و زنان به عنوان «ابژه» هایی برای نگریستن قلمداد می شوند. بر این اساس، زنان که خود ابژه هایی برای نگریستن هستند، آن‌قدر «نگاه مردانه» را درونیِ خود می‌کنند که این امر باعث می‌شود خودشان هم خودشان را بر این اساس (نگاه مردانه) ورانداز کنند.

والتر بنیامین، میل به تصرف ابژه (حد اعلای نزدیکی) در غالب یک تصویر را از قبل الزام آور تر می‌داند، «اشتیاق نزدیک آوردن چیز ها به خودمان و غلبه بر هر چیز یکه در هر وضعیت، هوس انگیز و خواست و رغبت است»(۴). حال در شرایطی که هم زنان و هم مردان، بدن زنان را با نگاه مردانه می نگرند، میزان تمایل جامعه (مردان و زنان) به تصرف بدن زنان، به عنوان ابژه های جنسی آشکار می شود. این نگاه در زندگی روزمره در اجتماع قابل دیدن است. نقش زنان در جامعه، جنسیتشان است. و مسأله ی قابل توجه اینجاست که گویی، همه میل به تصرف ابژه های جنسی(نمود، تکه) را در خود می پرورانند؛ از طرفی رویکرد «مرد سالارانه» در روابط جنسی  قابل مشاهده است، و از طرفی دیگر «تیپ» سازی هایی که در «مد» و «هرزه نگاری» صورت می گیرد، چه به لحاظ پوشش و چه به لحاظ رفتار، الگو هایی برای زنان بوجود می آورند. و زنان در نهایت، خواسته یا نا خواسته، تحت تأثیر این «شئ شدگی» هستند.

همان‌گونه که «رولان بارت» می گوید؛ عکس‌های اروتیک مخاطب را به بیرون از قاب می برند. «او به عکس جان می‌دهد و عکس به او ...». مخاطب به سرزمینی جدید کشانده می شود؛ به سوی باقیِ برهنگی، خیال پردازی درباره ی یک کنش(۵)، کنشی که تخیل با مصالح خاصِ خودِ آن را می پروراند. حال مصرف انبوه تصاویر اروتیک (از هر نوع) جوامع را به سوی خیال پردازی های عمیقی می‌برد که هرگز فکرش را هم نمی کنند. این مسأله یکی از دلایلی است که جرائم و بزه های جنسی را باعث می شود. هرچه مقوله ی پوشش امری حیاتی تر برای جامعه باشد، شئ شدگی در روابط بیشتر نمود پیدا می کند. وقتی تخیلِ ناشی از این‌گونه تصاویر در واقعیت به جایی نرسد، به غده‌ای فعال تبدیل می شود، غده‌ای که باید برایش کاری کرد. و این تلاش عموما وضعیتی مریض را پرورش می دهد.

زنان، به وضعیتی دوگانه می رسند؛ از طرفی دیده می‌شوند و از سویی دیگر خود بیننده هستند و ابژه بودن را علاوه بر مردان، خودشان نیز تشدید می کنندمردان نیز در این میان که فقط صاحبان نگاه هستند، با انباشتی از تصاویر، تخیلات و امیالی که  نیرویی بالقوه را بوجود می آورند، «دید بارگی» را می پرورانند. میزان تخیل و تجربه ی جنسی آن‌ها یکسان نبوده و همیشه بر آنند تا همه ی انبوهِ امیال را در تجربه‌ای واحد و فردی واحد به کنش تبدیل کنند. تصاویر اروتیک، نه تنها زنان بلکه مردان را نیز گریبان‌گیر خواهد بود و شئ شدگیِ روابطشان را پی ریزی و تقویت خواهد کرد.

 

 

 عکس: هری کالاهان (Harry Callahan)

۱- رولان بارت، سخن عاشق: گزیده گویه ها، ترجمه: پیام یزدان جو، نشر مرکز، چاپ ششم، ۱۳۹۱ تهران.

۲- لیز ولز و..، عکاسی درآمدی انتقادی، ترجمه: محمد نبوی و..، انتشارات مینوی خرد، ۱۳۹۲ تهران.

۳- سوزان سونتاگ، درباره عکاسی، ترجمه: مجید اخگر، چاپ و نشر نظر، ۱۳۸۹ تهران.

۴- والتر بنیامین و ادواردو کاداوا، تز هایی در باب تاریخ عکاسی، ترجمه: میثم سامان پور، انتشارات رخداد نو، ۱۳۹۱ تهران.

۵- رولان بارت، اتاق روشن، ترجمه: فرشید آذرنگ، انتشارات حرفه:نویسنده، ۱۳۹۳ تهران.

  • نار ،
  • عکس ،
  • زنان ،
  • بدن ،
  • بحران نگریستن ،
  • فرهنگ عکاسی ،
  • نقد عکس ،
  • دیدبارگی ،
  • ابژه میل ،
  • تاریخ عکاسی ،
  • فلسفه عکاسی ،
  • محمد رضایی ،

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر