• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۴
  • نویسنده: محمدرضا مقیمی

6841
بازدید


تناسب طلایی : بزرگترین افسانه ی طراحی

تناسب طلایی

در دنیای هنر، طراحی و معماری، تناسب طلایی شهرت زیادی به دست آورده. بزرگانی همچون لوکوربوزیه و سالوادور دالی از این عدد در کارهایشان استفاده کرده اند. برخی معبد پارتنون، اهرام جیره، نقاشی های میکل آنژ، مونالیزا و حتی لوگوی شرکت Apple را  آمیخته با این تناسب می دانند.

این مزخرف است. حسن نیت های زیبایی شناسانه ی نسبت طلایی، افسانه، اسطوره و اسب شاخدار طراحی هستند. طراحان بسیاری از آن استفاده نمی کنند، و اگر هم استفاده کنند، اهمیت آن را بسیار نادیده می گیرند. همچنین دانشی برای پشتیبانی واقعی از آن وجود ندارد. آنهایی که اعتقاد دارند تناسب طلایی، ریاضیِ پنهان در پسِ زیبایی است، در حال سقوط در یک کلاهبرداری 150 ساله هستند.

تناسب طلایی چیست؟

اولین بار در اصول اقلیدس ، 2300 سال پیش، شرح داده شد. تعریف ارائه شده در آنجا این است : دو شی با هم در تناسب طلایی هستند اگر، نسبت آنان برابر با نسبت مجموع آنان به مقدار بزرگتر است. عددی که از این کار حاصل می شود به صورت 1/6180نوشته می شود. مشهور ترین کاربرد نسبت طلایی، به نام مستطیل طلایی شناخته می شود، مستطیلی که می تواند به یک مربع کامل و یک مستطیل کوچکتر خرد شود و مستطیل کوچکتر، همان تناسبات مستطیل اولیه را که از آن بریده شده است، دارد. شما میتوانید این تئوری را در شمار زیادی از اشیاء، با خرد کردن آنان به کار ببرید.

 به زبان ساده : اگر دو شئ داشته باشید ( یا یک شئ که به دو شئ خرد شود، و اگر، بعد از انجام محاسبه بالا، به عدد 1/6180 برسید، این معمولا بدین معنی است آن دو شئ با یکدیگر نسبت طلایی دارند. مگر اینکه یک مشکل وجود داشته باشد. وقتی محاسبه را انجام دادید، نتیجه 1/6180 نشود و حاصل، عدد ...1/6180339887 باشد، با ارقام اعشاری که تا ابد ادامه دارند.

 "اگر بخواهیم سخت گیر باشیم، برای هر چیزی در جهان، قرار گرفتن در نسبت طلایی غیرممکن است، زیرا این عدد غیر منطقی است." این را Keith Devlin استاد ریاضیات دانشگاه استنفورد  می گوید. شما می توانید با تعداد بیشتری از تناسب های استاندارد نزدیک تر هم بشوید. نسبت 3:2 صفحه نمایش iPhone،  یا 16:9 در HDTVتان همه "در اطراف آن شناور هستند". اما نسبت طلایی شبیه Pi است. همانگونه که محال است یک دایره ی کامل در جهان واقعی پیدا کنید، اگر جزئی نگر باشیم نمی توانیم در هیچ چیزی در جهان واقعی، نسبت طلایی را بکار بندیم. همیشه مقداری، پس و پیش خواهد بود.

Keith Devlin استاد ریاضیات دانشگاه استنفورد

نسبت طلایی به مثابه ی تاثیر موتزارتی

موشکافانه است، قطعاً. آیا 1/6180 به اندازه کافی نزدیک نیست؟ چرا، شاید بتواند باشد، اما به شرطی که مقوله ای علمی وجود داشته باشد، که از این ادعا : (نسبت طلایی ربطی به آنچه در پارتنون و مونالیزا برای ما لذت بخش است، دارد)، پشتیبانی کند.

اما وجود ندارد. Devlin می گوید: اصولا، این ایده که نسبت طلایی رابطه ای با زیبایی شناسی دارد، در درجه اول، توسط دو نفر مورد تاکید و بررسی بوده است.  یکی از آن دو، مورد نقل قول اشتباه قرار گرفت و دیگری فقط در حال افتضاح به بار آوردن بود.

اولی Luca Pacioli بود. راهبی از فرقه ی فرانسیسکن که در سال 1509 کتابی با عنوان De Divinia Proportione نوشت، کتابی که با اشاره به نسبت طلایی، نام گذاری شده بود. به طرز غریبی، Pacioli در کتابش ادعایی مبنی بر نوعی نظریه نسبت طلایی، که باید در هنر، طراحی و معماری بکار گرفته شود، نمی کند : اما  در عوض به حمایت از سیستم نسبت های منطقی وتروویان (Vetruvian) می پردازد، سیستمی که نام، ویتروویوس، معماری رومی متعلق به قرن اول میلادی را برخود دارد.

مرد وتروویان - لئوناردو داوینچی

در سال 1799 فردی به نام Mario Livio کتابی درباره نسبت طلایی نوشت و آن را به اشتباه به Pacioli نسبت داد. اما Pacioli از دوستان نزدیک لئوناردو داوینچی بود، فردی که آثارش در قرن نوزدهم لذت ِتجدید حیاتِ محبوبیت را تجربه کردند. از وقتی داوینچی De Divinia Proportione را تصویر سازی کرد، خیلی زود ادعا هایی مبنی بر اینکه خود داوینچی از نسبت طلایی به عنوان راز پشت زیبایی سرشار نقاشی هایش استفاده کرد، بر سر زبان ها افتاد.

Mario Livio کتابی درباره نسبت طلایی نوشت

یکی از افرادی که این ادعا را باور کرد، Adolf Zeising بود. Devlin با خنده می گوید: این همان کسی است که شما واقعا ممکن است بخواهید به جرم نسبت طلایی اعدامش کنید. Zeising یک روانشناس آلمانی بود، که ادعا کرد: نسبت طلایی یک قانون جهانی است  با این شرح :"زیبایی و کمال موجود در هردو قلمرو هنر و طبیعت.. ، که به صورت یک ایده ی والای روحانی، تمامی ساختار ها، فرم ها و نسبت ها، چه منفرد چه جهان شمول، ارگانیگ یا غیر ارگانیک، صوتی یا عینی را در بر می گیرد.

او فرد بلندپروازی بود. تنها مشکل Zeising  این بود که او الگوهایی را می دید که هیچکدام وجود نداشتند. برای مثال، Zeising ادعا کرد که نسبت طلایی می تواند با اندازه گیری ارتفاع کل بدن و تقسیم آن بر فاصله ی ناف تا شصت پا در مورد بدن انسان صدق کند. Devlin اما می گوید اینها فقط قسمت هایی دلخواه از بدن هستند که در یک فرمول چپانده شده اند. او اینگونه ادامه می دهد : "وقتی در حال اندازه گیری چیزی به پیچیدگی بدن انسان هستید، پیدا کردن مثال هایی از نسبت های نزدیک به 1/6 اصلا سخت نیست."

تناسب طلایی درThe Sacrament of the Last Supper - سالوادور دالی

اما اینکه آیا همه ی اینها ساختگی بود یا نه اهمیتی نداشت. نظریه های Zeising بسیار محبوب شدند، Devlin آنها را "معادل قرن نوزدهمی تاثیر موتزارتی" می داند، ادعایی که بر اساس آن، گوش دادن به موسیقی کلاسیک هوش شما را ارتقا می بخشد. و خب Zeising  هیچگاه واقعا از دور خارج نشد. در قرن بیستم معمار شهیر سوئیسی- فرانسوی لوکوربوزیه سیستم مدولار تناسبات انسانی اش  (Anthropometric) را بر اساس آن بنا نهاد. دالی شاهکارش The Sacrament of the Last Supper  را بر بومی که شکلش مانند یک مستطیل طلایی بود، خلق نمود. همزمان، مورخان شروع به مرور آثار مهم و شاخص طراحی کردند، و با نگاهی به گذشته، نسبت طلایی را در مورد Stonehenge، رامبراند، کلیسای جامع شارتر و ژرژ سورا به کار بستند. پیوند میان نسبت طلایی و زیبایی همواره شایعه ای در درازای تاریخ هنر، طراحی و معماری بوده است.

این مطلب ادامه دارد...

این متن ترجمه ی متنی به زبان انگلیسی نوشته ی John Brownlee است.

برای مشاهده متن اصلی اینجا کلیک کنید.

 

 

  • دیزاین ،
  • طراحی ،
  • نسبت طلایی ،
  • افسانه ،
  • لوکوربوزیه ،
  • سالوادور دالی ،
  • کلاهبرداری ،
  • 1/6180 ،
  • Keith Devlin ،
  • استنفورد ،
  • Luca Pacioli ،
  • Vetruvian ،
  • لئوناردو داوینچی ،
  • زیبایی ،
  • زیبایی شناسی ،
  • ایده ،
  • کمال ،
  • Adolf Zeising ،
  • Mario Livio ،
  • تاثیر موتزارت ،
  • محمدرضا مقیمی ،

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر