• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • جمعه ۲۴ مهر ۱۳۹۴
  • نویسنده: وحید طباطبایی

1732
بازدید


جستارهای وحشت (3): از Rhoda تا Regan

   با این که بی شک موفقیت گیشه ای و انتقادی بچه ی رزمری آن را بدل به نقطه ی شروع جریانی از فیلم های وحشت-از-امر شیطانی کرد؛ اما این فیلم نه نخستین فیلم این زیر-ژانر و نه اولین فیلم موفق آن بود. کمپانی AIP در 1961 یک فیلم وحشتناک ایتالیایی به عنوان Black Sunday [عنوان اصلی: La Maschera Del Domino] را در آمریکا به روی پرده برد. فیلم ماجرای بازگشت شبح جادوگری قرن هفدهمی، پرسنس Asa ، دو قرن پس از اعدام شدنش، است. اکران سینمایی فیلم کاملاً موفق بود Black Sunday به همراه یک فیلم بریتانیایی وحشتناک مشابه خودش، Horror Hotel، بدل به دو مورد از پر بازپخش ترین فیلم های ایستگاه های تلوزیونی آمریکا شد. اما علی رغم این موفقیت، به وضوح فضای اجتماعی و فرهنگی ایالات متحد هنوز به شکلی نبود که زیر-ژانر وحشت-از-امر شیطانی در آن جریان یابد. AIP پیش از شروع اکران فیلم، بنا به تشخیص خودش، سه دقیقه از آن را به دلیل خشونت بیش از اندازه و محتوای زننده حذف کرد. Javuto که در نسخه اصلی برادر Asa بود، در نسخه اکران آمریکا بدل به خدمتکار او شد. و در نهایت برخی دیالوگ ها مطابق با «طبع لطیف» آن زمان آمریکایی ها تعدیل شد؛ در این دیالوگ Asa  «تو می توانی شادی و سرور را در هادس [سرزمین مردگان] بیابی» واژه ی هادس با «تنفر داشتن» عوض شد. هر چند که یکشنبه سیاه در سال های ابتدایی بازپخش اش در برنامه های شبانه Creature Feature [16] بی تردید یک از موفق ترین فیلم ها بود، اما  این ایده ی فیلم، ابلیس حقیقی ممکن است و می تواند که بازگردد و در سیاهی ها کمین کند؛ هنوز نمی توانست آن چنان طنینی در جامعه ی آمریکایی داشته باشد.

پس طبیعی است که ما باید تا زمان بچه ی رزمری  منتظر می ماندیم تا بازگشت شیطان مسئله ای کاملاً قابل طرح شود. اما شیطان از کجا بازمی گشت و در کجا کمین می کرد؟ با نگاه به خیابان های پرآشوب 1967 به بعد پاسخ به سرعت آشکار می شد؛ فرزندان. آن آمریکایی هایی که تغییر اوضاع را ناگوار می یافتند پرسشی اساسی پیش روی خود داشتند؛ «اگر افراد جوان آن بیرون در خیابان به تظاهرات بر علیه جنگ می پیوندند و از آرمان های  سیاسی [خود] حمایت می کنند، چطور ممکن است که هنوز هم معصوم باشند؟» [17]. بچه ها حتی اگر قبل ترها معصوم بودند، اکنون دیگر این چنین نبودند. در Rosemary's Baby تولد شیطان به شکل نقیضه ای بر تولد عیسی مسیح به تصویر در آمد [18] و از آن پس، با این تولد نسلی از فرزندان شیطانی زاده شدند. معصومیت تباه شده بود؛ و شخص معصوم یا باید به انحراف کشیده می شد یا جانش را از دست می داد. حضور فرزندان در خیابان ها به نسلی از Regan ها، Niles ها و Miles ها در سالن های سینما ختم شد.  تلوزیون هم با فیلم هایی همچون The Devil's Daughter (1973) ، و The Strangers Whithin (1974) به این جریان پیوست.
    ویژگی مشترک غالب این فیلم ها: توجیه چرایی بر هم خوردن بهنجاری از راه نمایش آن به عنوان پیآمد نفوذ شر از طریق فرزندان و گه گاه زنانی که این فرزندان را به دنیا می آوردند. در The Other (1972) فرزند به ظاهر خوب فیلم در واقع قاتل فرزند خوب، برادر دوقلوی خودش، است. در Child's Play (1972) به کارگردانی سیدنی لومت، حوادثی شوم نظم یک مدرسه ی پسرانه را بر هم می زند. در Blood On Satan's Claw (1971-بریتانیا) در یک محفل شیطان پرستی به دختر نقش اصلی داستان تجاوز می شود. The Brotherhood of Satan (1971) به دزدیده شدن فرزندان یک شهر برای وارد کردن آنها به جریانی شیطانی می پردازد. و در مورد جالب توجه The Mephisto Waltz (1971) روح Duncan Ely پیانیست (به هنرمند بودن او توجه کنید) به درون بدن Myles Clarkson رخنه می کند تا به رابطه ی جنسی با دخترش Roxanna ادامه دهد.
      علاوه بر رابطه ی همیشگی شر و فرزند در این آثار، آنها –دست کم تا سالهای نخست دهه 70- یک ویژگی دیگر را هم به اشتراک داشتند: اگرچه که همه ی آنها حاصل شرایط اجتماعی آن سال ها بودند اما ندرتاً فیلم های اجتماعی بودند. فیلم بدعت گذار، بچه ی رزمری ، بیش از هر چیز فیلمی روانکاوانه و مذهبی است و باقی فیلم های این زیر-ژانر هم از این امر مستثنا نیستند. این روال تا زمان ساخت Simon, King of the Witches (1971) ، Possession of the Joel Delaney (1972) ، و از همه مهمتر «جنگیر» در 1974 ادامه یافت. اما قبل از رسیدن به آن ضروری است تا به فیلمی مستقل، کم هزینه و سیاه-و-سفید اشاره کنیم که آن هم همچون Rosemary's Baby در 1968 به روی پرده ها رفت؛ اما لازم بود که «1968» به پایان برسد تا به جایگاه واقعی اش در تاریخ ژانر وحشت دست یابد؛ Night of the Living Dead جرج ای. رومرو.


................................................................................................................

کادر 3: 1968

    اگر که 1967 سالی بود که بی شک انقلاب پادفرهنگی در اوج خود به نظر می رسید؛ با همین قاطعیت می توان گفت که 1968 سال آغاز فروپاشی آن بود. «اگر باید برای عقب نشینی نیروهای ترقی خواه تاریخی تعیین شود، بی تردید این تاریخ سال 1968 است. دو حادثه ی مهم نشان دهنده ی این عقب نشینی عظیم است:کشتن مارتین لوتر کینگ... و انتخاب ریچارد نیکسون به ریاست جمهوری آمریکا.» [19] اگرچه که به قتل رسیدن «دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور، شاید معتبرترین سخنگوی دگرگونی در دهه 60، در آپریل 1968» نشانه ای از آغاز فروپاشی «انقلاب پادفرهنگی» می نمود، چند ماه بعد، هنگامی که در 5 نوامبر همان سال ریچارد نیکسون [شخصی که به او بازخواهیم گشت] با آرای طبقه متوسط بیزار شده از پادفرهنگ به ریاست جمهوری رسید، این شکست کم و بیش اجتناب ناپذیر به نظر می آمد؛ «1968 آغاز پایان انقلابیون چپ نو و پادفرهنگی بود. این سال شاهد افزایش در خشونت، تفرقه، و حسی به شکلی فزاینده تلخ و بدبینانه بود که تمام رویاهای انقلاب از هم پاشیده اند.» [20]. در 1968 جنبش نه تنها موفق به پایان دادن به جنگ در ویتنام نشده بود بلکه تعداد نیروهای آمریکایی در ویتنام به رقم چشمگیر 541000 تن رسیده بود. دقیقاً دو ماه پس از ترور مارتین لوتر کینگ، رابرت کندی، برادر و متحد رئیس جمهور مقتول، جان اف. کندی، در کمپین انتخاباتی اش در کالیفرنیا مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. در مجمع ملی دموکرات ها، در مقابل ده ها دوربین تلوزیونی درگیری هایی خشونت بار بین شرکت کنندگان و پلیس درگرفت. و با شنیدن صدای نزدیک شدن قدم های شکست، گروه های پادفرهنگ، از جمله ی آنها Weatherman، به خشونت و برنامه های بمبگذاری روی آوردند و این از محبوبیت آنها بیشتر کاست.

 

     به همین اهمیت، اختلافات در میان طیف های  گوناگون پادفرهنگ بیش از پیش عیان شد. فمینیست ها قطعاً دیگر نمی توانستند با آرای کم و بیش ضد زن گروه های قدرت سیاه کنار بیایند و بی تردید در کنار گروه های باسابقه حقوق مدنی نمی توانست جایی برای تشکل های دانشجویی که اغلب از دانشجویان با امتیازات ویژه و برآمده از طبقات مرفه تشکیل شده بودند، جایی باشد. از طرف دیگر ساده اندیشی سیاسی نسل قدرت گل، تنفرشان از عملکرد نظام مند و برنامه ریزی، و بیش از اندازه بها دادنشان به امیال شخصی («وقتی به انقلاب فکر می کنم می خواهم عشق بازی کنم» شعاری رایج در آن روزها بود.) فرار از شکست را دشوارتر کرد.

    حتی می توان بیشتر پیش رفت و هم صدا با اریک هابسبام اساساً وجود «انقلاب» را انکارکرد؛ انقلابی که وجود نداشته لاجرم پیروز هم نخواهد شد. «دلیل اینکه 1968 (با وجود تداوم آن تا سالهای 1969 و 1970) انقلاب نبود- و البته هیچ گاه به نظر نمی آمد که بتواند انقلاب باشد- این بود که دانشجویان هر چند پرشمار و سازمان یافته بودند، به تنهایی نمی توانستند انقلاب کنند. کارآیی سیاسی آنها به توانایی فعالیت آنان به عنوان زنگ هشدار و چاشنی گروه های بزرگ تر و در همان حال تحریک ناپذیر متکی بود؛ چرا که از دهه 1960 دانشجویان گاهی در این امر موفق نشان داده اند.» [21]. اگر که فرض هابسبام را بپذیریم و بگوییم که انقلاب نه فقط دگرگونی ای فرهنگی بلکه در عین حال تحولی اقتصادی هم هست، پس آیا به خیابان ریختن نسلی که برخوردی با اقتصاد نداشت جز این که «خریدار صفحات موسیقی راک بوده»، انقلاب خواهد بود؟
    اگر لزوماً با یک انقلاب و بالتبع شکست یک انقلاب سر و کار نداریم پس اهمیت 1968 در چیست؟ 1968 زنگ هشدار بود چه برای آنهایی که در خانه هایشان بودند، چه برای آنانی که به خیابان ها ریخته بودند. صدای «پایان عصر طلایی» در گوش همه طنین انداخته بود. گروه نخست از این بابت به وحشت افتاده بود که با وضوحی دردناک هنجارهای خود را رو به زوال می دید؛ و گروه دوم بیش از پیش از این که اصلاً بتواند به چیزی دست پیدا کند به هراس در غلتیده بود. این وحشت گروه دوم دقیقاً همان چیزی بود که وقتی Night در 1970 به آمریکا بازگشت، نشان داد که چرا شاهکار رومرو یکی از بهترین های ژانر وحشت آمریکاست.

.....................................................................................................................

ادامه دارد...

توضیحات:

16-    برنامه های تلوزیونی شبانه یی که در دهه های 60 و 70 و 80 از ایستگاهای تلوزیونی محلی در سراسر آمریکا پخش می شد و  فیلم های وحشتناک کالت و کلاسیک دهه های 30 تا 50، فیلم های علمی-تخیلی دهه50، فیلم های بریتانیایی دهه 60 و فیلم های هیولایی دهه های 60 و 70 ژاپن (از جمله گودزیلا) را نمایش می داد.
17-    Derry, Charles. Dark Dreams 2.0. 93
18-     علاوه بر این، این فیلم با نمایش شیاطین در قالب انسانهایی معمولی، فاصله ی وحشت با انسان را باز هم بیشتر کم کرد.
19-    ژولین، کلود (1357)، رویا و تاریخ: آمریکا در دو قرن، مرتضی کلانتریان، آگاه. 437
20-    Phillips, Kendall R. Projected Fears: Horror Films and American Culture. 88
21-    هابسبام، اریک. عصر نهایت ها، 385

  • جستار های وحشت ،
  • وحید طباطبائی ،
  • وحید طباطبائی ،
  • وحید طباطبائی ،

اخبار مرتبط
سه شنبه ۲۶ آبان ۹۴

چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴


نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر