• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • یکشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۴
  • نویسنده: وحید طباطبایی

1961
بازدید


نا برابری هایی که خود موجب افزایش نابرابری می شوند:

    ملاک چهارم

  در نهایت، معدودی از مطالعات به شکلی صریح (و باقی به شکلی بیشتر ضمنی) سقف شیشه ای را به عنوان عدم مساوات [disadvantages]هایی تعریف می کنند  که در خلال زندگی حرفه ای [career] رشد می کند (برای مثال، مورگان 1998). یک سقف شیشه ای بر این دلالت دارد که برخی حرکاتِ رو به ترقی در گذشته صورت پذیرفته اما بعدتر در زندگی حرفه ای یک شخص، تبعیض های طاقت فرسای بیشتری پدید می آیند تا پیشرفت بیشتر را سد کنند. این به چهارمین [1] ملاک منجر می شود:


     یک نابرابری سقف شیشه ای نابرابری ای جنسیتی یا نژادی را می نمایاند که در طی دوران یک زندگی حرفه ای افزایش می یابد.


    مطالعاتی که خط سیر زندگی حرفه ای را مورد ملاحظه قرار می دهند، می توانند این را بیازمایند که آیا یک شکاف جنسیتی (در درآمدها یا اتوریته) با بالارفتن سابقه افزوده می شود (کورکوران و دانکن 1979).
    دو مشکل می تواند در مورد مطالعات بر خط سیرهای زندگی حرفه ای، شکل گیرد. نخست، یک مرجع قیاسی [comparative referent] کماکان مورد نیاز است. اگر شکاف های جنسیتی یا نژادی همراه با سابقه ی بیشتر چه برای آنهایی که نزدیک به کف سلسله مراتب آغاز به کار می کنند، چه برای آنانی که در میانه یا نزدیک به راس کارشان را شروع می کنند، افزایش می یابد؛ این واضح نیست که ما با یک اثر سقف شیشه ای سر و کار داریم یا با ایده ی ساده تر بازگشت های متفاوت به بحث سابقه ی کاری. ملاک دوم تصریح می کند که نابرابری باید در راس فراوان تر از کف سلسله مراتب باشد، بنابراین، در کنار این ملاک چهارم، یک سقف شیشه ای نشان می دهد که واگرایی خط سیر زندگی حرفه ای در سطوح بالای نتایج، از سطوح متعادل تر نتایج بیشتر است. با بهره از جنسیت به عنوان یک مثال، شیب رو به بالای خط سیرهای زندگی حرفه در زیر یک سقف شیشه ای باید برای زنان کمتر از مردان باشد- اما کمتر از آن هم، شانس زنان برای ورود به مقامات بالا یا به دست آوردن درآمدهای بسیار زیاد پایینتر از شانس آنها برای ورود به مدیریت رده ی میانی یا ساختن زندگی ای آسوده است.
     مشکل دومِ سنجش های مبتنی بر سابقه کاری از یک اثر سقف شیشه ای این است که داده های  مقطعی به شکلی بالقوه اثرات سابقه [کاری] را با اثرات کوهرت [2] درهم آمیزد. از آنجا که گروه همکاران قدیمی تر همواره نابرابری های جنسیتی گسترده تری را حتی در پله های ابتدایی تاریخچه ی کاریشان داشته اند، این تفاوت های کوهورت در هر مطالعه ی مقطعی به عنوان اثرات سابقه پدیدار می شود (انگلند 1999: 26). در هر مقطع، با سابقه ترین کارگران از نخستین گروه  می آیند، بنابراین نابرابری جنسیتی وسیعتر آنها این گونه می نمایاند که نابرابری ها همراه با سابقه افزایش می یابند. الگوهای درازمدت مستلزم جدا ساختن اثرات سابقه و اثرات کوهورت اند. مورگان (1998) در یک ارزیابی از مهندسان نشان داده که گروه های ابتدایی کارمندان شکاف های درآمدی جنسیتی بزرگتری از گروه های بعدی دارند، اما این شکاف ها در سالهای بین 1982 و 1989 برای هیچ کدام از گروه ها رشد نکرده اند. او مطرح می کند که تداوم در شکاف های درآمدی در طی زمان، بر غیاب یک سقف شیشه ای دلالت دارد.
     مطالعه بر خط سیرهای زندگی حرفه ای این مزیت افزوده را دارد که به کند و کاو در مورد اینکه کدام یک از شرایط پویای دقیقترِ ملاک سوم تلاقی یافته اند، کمک می کند. ترسیم خط سیرهای زندگی حرفه ای نه تنها نابرابری ها در سطوح نتایج بلکه نابرابری ها در تغییرات سالانه این نتایج را هم آشکار می سازد.شیب های این خط سیرها ترفیع ها یا افزایش دستمزدهایی –تغییرات در موقعیت در سلسله مراتب اداری یا افزایش حقوق- را می نمایاند که در صورت تلاقی یافتن ملاک سوم همچنین باید برای زنان و اقلیت ها پایین تر از مردان سفیدپوست باشد.
     ما شرایط لازم برای یک اثر سقف شیشه ای را در شکل های 1A ، 1B ، 1C به تصویر کشیده ایم (به انتهای متن مراجعه کنید. م.). در این اشکال ما شانس های مورد فرض برای مردان و زنان در دست یافتن به یک نتیجه ی سطح-پایین (برای مثال 10000دلار در درآمدها یا دست یافتن به برخی سطوح حداقلی از اتوریته) و شانس هایشان را برای دست پیدا کردن به یک نتیجه ی سطح-بالا (برای مثال 100000 دلار در درآمدها یا بدل شدن به یک مدیرعامل) تصویر کرده ایم. شکل 1A گواهی از نابرابری جنسیتی را عرضه می کند، اما نه از یک اثر سقف شیشه ای. با فرض این که نمودارها حاصل تجزیه و تحلیلی هستند که تحصیلات و سایر ویژگی های مرتبط-با-شغل را به شمار آورده؛ این نمودارها از ملاک اول و نه از هیچ کدام از دیگر ملاک ها پیروی می کند. ناهمسانی جنسیتی برای هر دوی نتایج یکسان است (عدم پیروی از ملاک 2)؛ تغییرات سالانه –شیب نمودارها- در هر سالی از سابقه داشتن برابر است (عدم پیروی از ملاک 3)؛ و شکاف جنسیتی در افزایش یافتن همراه با سابقه ی کاری ناکام است (عدم پیروی از ملاک 4). این موردی از نابرابری جنسیتی است، شاید حتی تبعیض جنسیتی، اما نه یک اثر سقف شیشه ای.
     شکل 1B یک ناهمسانی جنسیتی را در نتایج می نمایند که برای نتیجه ی کم-احتمال (مقام های دست بالا) وسیع تر است، در نتیجه از ملاک دوم پیروی می کند. با این حال، شکافِ مذکر – مونث با سابقه ی کاری اضافی رشد نمی کند، و تغییرات سالانه برای مردان و زنان مساوی است.از این رو، شکل 1B در نمایش دادن یک اثر سقف شیشه ایِ تمام و کمال شکست می خورد.
    در نهایت، شکل 1C یک اثر سقف شیشه ای را نشان می دهد. در این جا یک ناهمسانی جنسیتی در نتایج وجود دارد که برای نتیجه ی کم-احتمال بزرگتر است و همچنین با سابقه ی کاریِ بیشتر افزایش می یابد. تندتر بودن شیب ها برای مردان، در قیاس با زنان در نتیجه ی بالاتر هم این را نمایش می دهد که تغییرات سالانه برای مردان وسیع تر از زنان است. در این جا از هر 4 ملاک سقف شیشه ای پیروی شده است.
     در حال حاضر، مشخص کردن این که کارگران زن و/یا اقلیت به واقع با یک سقف شیشه ای رویآرویند، به دلیل تعاریف گوناگون [ ِ سقف شیشه ای] موجود در متون علمی، دشوار است. این چهار شرط به عنوان ابزاری برای آشکار ساختن مفهوم یک سقف شیشه ای ارائه شده اند. توافق بر سر تعریف [سقف شیشه ای] به مقایسه در بین داده های متفاوت و نتایج متفاوت –اتوریته نابرابر، درآمدها و غیره- کمک خواهد رساند- که شاید تمامی شان این را نمایان سازند که سقف شیشه ای وجود دارد.


ادامه دارد....

 


نویسندگان:

David A. Cotter

Joan M. Hermsen

Seth Ovadia

Reeve Vanneman

.....
ملاک های بعدی را در ادامه بخوانیم. همچنین اگر شما هم به بحث بررسی بی عدالتی های اجتماعی و عوامل آن علاقه مند هستید و یا در این زمینه فعال هستید به نار بپیوندید. و ما را در تکمیل این پروژه یاری کنید.

info@naar.ir

saharmactabi@gmail.com

vahidvahidi386@yahoo.com
سحر مکتبی/ وحید طباطبایی

توضیحات مترجمین:
1-    سه ملاک قبلی: (1) یک نابرابری [مربوط به] سقف شیشه ای نمایانگر یک ناهمسانی [difference] جنسیتی یا نژادی است که از طریق سایر ویژگی های مرتبط-با-شغل کارکُن قابل توضیح نیست. (2)  یک نابرابری سقف شیشه ای نمایان گر ناهمسانی ای نژادی یا جنسیتی است که در سطوح بالاتر فراوان تر از سطوح پایینتر است. (3) یک نابرابری سقف شیشه ای، یک نابرابری جنسیتی یا نژادی را در شانس های ترقی به دورن سطوح بالاتر را می نمایاند، نه صرفاً سهم کنونی هر جنسیت یا نژاد را در این سطوح بالایی.
2-    متدی برای پژوهش های به ویژه جامعه شناسانه که در آن  در طی زمان  بر طیفی از ویژگی های مشترک در بین افراد مطالعه می شود.

  • زن ،
  • زن ،
  • زن ،
  • زنان ،
  • سقف شیشه ای ،
  • اجتماعی ،
  • علوم اجتماعی ،

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر