• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • سه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۴
  • نویسنده: وحید طباطبایی

1649
بازدید


جستارهای وحشت (3): از Rhoda تا Regan

     در بخش پیشین به تنش های  بین دو فیلم کشتار اره برقی تگزاس و جنگیر پرداختیم؛  تنش هایی که همگی  در نحوه ی پاسخ دادن هر یک از این دو فیلم به پرسشی بنیادی به اوج خود می رسد: آیا در آخرالزمان رستگاری امکان پذیر است؟ پاسخ جنگیر بی تردید مثبت است. هر چند که در نسخه ی اکران شده در 1974 به نظر می آید که «اگر شیطانی در کار است، پس باید خدایی هم در کار باشد، و عدم تعادل بین خیر و شر در زمانه ما در نهایت اصلاح خواهدشد.» [37]؛ اما زمانی که در 1999 «جنگیر: نسخه ای که هرگز ندیده اید» عرضه شد، این پاسخ مثبت حتی بیش از پیش آشکار شد. این نسخه به وضوح نشان داد که فردکین و بلَتی (نویسنده ی رمان و فیلمنامه جنگیر) به هیچ عنوان پایانی تلخ را برای فیلم در نظر نداشته اند. در پایان نسخه 1974 رگانِ نجات یافته دوستِ پدر کاراس را می بوسد و بعد سوار اتومبیل می شود و خانه ای را ترک می کند که جسمش در آن به تسخیر شیطان درآمده بود. در انتهای نسخه 1999 دوست کشیش پدر کاراس را می بینیم که پس از دور شدن کریس و رگان، شروع به پیاده روی در اطراف خانه می کند و کمی بعد در مقابل خانه ی مک نیل پلیسی را می بیند که مامور بررسی پرونده قتل یکی از شخصیت های فیلم بود. پس از کمی صحبت کردن، پلیسِ عشقِ فیلم داستان از کشیش می خواهد که با هم ناهار بخورند و بعد دست در دست هم راهی رستوران می شوند و با صدای اذان (صدایی که در ابتدای فیلم هم شنیده می شد و به روال معمول غالب فیلم های وحشت-از-امر شیطانی بر خارجی بودن شر تاکید می کند) فیلم به پایان می رسد. معنا مشخص است؛ خانواده  رهایی یافته اما شر (صدای اذان) پا بر جاست و اتحاد مذهب و اتوریته (کشیش و پلیس) و احتمالاً سینما (پلیس از کشیش می خواهد که فردا شب با هم به سینما بروند) برای محافظت از خانواده در مقابل شر ضروری است. اما درست بر خلاف جنگیر، در تگزاس، فیلمی از سنخ Night ، پایان را باید پذیرفت. آن هنگام که همه چیز به شکلی جبران ناشدنی و بی بازگشت تباه شده، تنها کاری که می توان کرد همان خنده های هیستریک سالی پوشیده از خون است. خورشید در آخرالزمان، تا به ابد با صدای رقص مرگبار اره برقی صورت چرمی طلوع خواهد کرد؛ صورت چرمیِ عاجز از سخن گفتن، این تجسم فقدان معنا، کسی که تنها ماسک روی صورتش مشخص می کند که او کیست [38]. بازگشت به وضع پیشین ممکن نیست و آخرالزمان، بی هیچ تصوری از رستگاری فرجامین تا به ابد ادامه خواهد یافت. «آندرو بریتن به من گفته است که طالع نحس و کشتار اره برقی تگزاس (در کنار بی شمار فیلم های ترسناک سالهای اخیر) یک پیش فرض مشترک تشویش آور دارند: نابودی حتمی است، انسانیت حالا دیگر به کلی درمانده است، برای متوقف کردن این فرایند از دست هیچ کس کاری برنمی آید. یعنی این ایدئولوژی می تواند ناامیدی را در خود جای دهد، ولی تصویری از آلترناتیوهای رادیکال و سازنده ندارد.» (وود، 1379، صفحه 93).   

 

خورشید در آخرالزمان، تا به ابد با صدای رقص مرگبار اره برقیِ صورت چرمی طلوع خواهد کرد.  

آیا هیچ کدام از این دو رویکرد به آخر الزمان در سالهای بعد بر دیگری چیره شد؟ خیر؛ در Annabelle ، Deliver Us from Hell ، The Conjuring و فیلم های بسیار دیگری پیروزی با خیر است. اما در Rec ، Sinister ، Uninvited ، Dawn of the Dead  [2007] و تعداد پرشماری فیلم وحشتناک این پایان ابدی است که بر شانس شروعی دوباره فائق می آید.

 

................................................................................................................

کادر 4:  The Omen

   در این بین طالع نحس، به کارگردانی Richard Donner ، فیلمی جالب توجه است. با این که فیلم به وضوح از  همان دسته فیلم های جنگیر است؛ ساختار حرفه ای، بازیگران ستاره، بودجه فراوان، فرزند شیطانی، خارجی بودن شر، لزوم دفاع از خانواده و مذهب، و حتی این که در طالع نحس به وضوح بین نیکی و اتوریته آمریکایی ارتباط برقرار می شود؛ پروتاگونیست فیلم سفیر ایالات متحد است، (در جنگیر و تگزاس اتوریته اساساً برای یاری رساندن غایب اند) و به این ترتیب طالع نحس کم و بیش فیلمی ارتجاعی است؛ اما با این وجود به شکلی جالب توجه پایان فیلم از جنس پایان تگزاس و یا  Night است. پس از این که پروتاگونیست فیلم قبل از این که بتواند جان فرزند خوانده ی شیطانی اش را بگیرد، به دست پلیس کشته می شود، در انتهای طالع نحس، ما متوجه می شویم که فرزند شیطانی را مقام آمریکایی به مراتب بلند پایه تری، رئیس جمهور ایالات متحد، به فرزندی پذیرفته است. طالع نحس علی رغم دیدگاه ارتجاعیش پایان را، پایان کلیسا، اتوریته و خانواده را می پذیرد.

 

در طالع نحس فرزند به دست شیطان تسخیر نمی شود، او خود شیطانی خارجی است.

....................................................................................................................

 

     و حال قبل از پایان بردن متن، دوباره پرسش آغازین را مطرح می کنم؛ چرا ژانر وحشت آمریکایی در اواخر دهه ی 60، در دهه ی 70 و احتمالاً تا اواسط دهه ی 80، «می توانست» به اوج خود برسد؟ همان گونه که به تفصیل در این متن بررسی شد، این برهه آمریکا به وضوح بازه ی تاریخی ای است که با پارانویا، فوبیا و در یک کلام با وحشت خصلت نمایی شده است. اما هنوز بخشی از پاسخ (پاسخی که شاید هرگز هم کامل نشود) مطرح نشده، بخشی که آنقدرها با نگاه کردن به محتوای فیلم های وحشتناک قابل تشخیص نخواهد بود.
     از این گفته شد که وحشت از غرق شدن در بی معنایی، آمریکاییها و به ویژه نسل جوان را به سمت دست آویز قرار دادن انواع فرهنگ های شرقی، سحر و جادو، مصرف مواد، مصرف گرایی و غیره کشاند که تقریباً همه ناکارآمد از آب در آمدند. اما به شکلی چشمگیر در همین برهه ژانر سینمایی ای  که همین ترس هایی را که آمریکایی ها از آنها می گریختند –گاهی با شفافیتی زننده- به تصویر می کشید، خود بدل به راهی برای فرار از همین ترس ها شد. با بهره از اصطلاحی که Sarah Thornton با توجه به آرای پیر بوردیو جعل کرده است «سرمایه خرده فرهنگی» [Subcultural Capital]، سرمایه ای که دارنده ی آن از طریق متعلق نشان دادن خود به خرده فرهنگی خاص می تواند تمایز و هویتی ویژه برای خود بیافریند؛ ترکیبی که Steffen Hantke در بررسی ژانر وحشت به کار می برد [39]، می توان درباره ی این ژانر در دهه های مورد بحث این گونه استدلال کرد که سینمای وحشت با تمام ویژگی ها مخصوص خودش که آن را به شکلی ویژه از باقی ژانرها متمایز می ساخت –محتواهای آزاردهنده برای غالب مخاطبین، عدم محبوبیت در بین بزرگسالان، بی توجهی منتقدین، نگاه به محتواهای ممنوع نهاد [id]، اکرانهای شبانه و دو و سه فیلمه، پخش در سینماهای قدیمی مرکز شهر، فعالیت تعداد پرشماری فیلمساز مستقل در آن، شامورتی های [Gimmick] سرگرم کننده، تعداد پرشماری فیلم های کالت و برنامه های تلوزیونی خاصی مثل Creature Feature ها- دقیقاً با فراهم آوردن همین سرمایه خرده فرهنگی، در شکل دادن به گونه ای تمایز شخصیتی برای آمریکایی-به ویژه جوان- دهه های پرآشوب 60 و 70 و حتی 80 کاراست. بدین ترتیب در بررسی تاریخ فرهنگی این سالهای ایالات متحد می توان Jesus freak ها، هیپی ها، جادوگرها و ساحرها، نوبودائیان، پیروان چارلز منسون که او را «ناجی» جار می زدند، عشاق سینه چاک موسیقی راک که 3J را چون «شهدای پادفرهنگ» می پرستیدند، و در نهایت خوره های فیلم وحشتناک که شب هایشان را یا در سینماهای ارزان قیمت مرکز شهر یا پای تلوزیون و خیره به فیلم آن هفته ی Creature Feature می گذراندند؛ همگی را به خاطر دست و پنجه نرم کردن با وحشت ناشی از بی معنایی، در کنار هم قرار داد.


    « اواخر یک بار کشتار اره برقی را در کنار گروه پرشمار بینندگان جوان نیمه نشئه ای تماشا کردم؛ دیدن ابراز احساسات آنها هر بار که صورت چرمی یکی از نمایندگان آنها روی پرده را مورد تعرض قرار می داد، تجربه ی وحشتناکی بود. این پدیده را نباید همچون چیزی مجرد دید: این پدیده با حِدّت و شدّتی یگانه، بیانگر دست کم یکی از وجوه مهمی است که سینمای وحشت بر آنها دلالت می کند – احساس تمدنی که از طریق فرهنگ عامه پسندش، خود را به اضمحلال غایی محکوم می کند، و به شیوه ای دو پهلو (شبیه وحشت/خرسندی توامان در کابوس) این واقعیت را بزرگ می دارد. و البته نباید آن را کلام آخر بدانیم.» (وود، 1379، صفحه 100)

دانی و دوست دخترش گرچن، جوان های Generation X در دهه 80 و فرانک، «پیام آور آخرالزمان»، در حال تماشای فیلم وحشتناک The Evil Dead  در یک اکران شبانه. تصویر از فیلم دانی دارکو (2001)

 

توضیحات:

37-    Derry, Charles. Dark Dreams 2.0. 105
38-     کیم هنکل (از نویسندگان سناریوی فیلم) : «صورت چرمی یکی از آن شخصیت هایی است که همان چیزی است که می پوشد.»
39-    edited by Hantke Steffen. American horror film : the genre at the turn of the millennium . University Press of Mississippi. 2010 . xxi

منابع:

1-    edited by Hantke Steffen. American horror film : the genre at the turn of the millennium . University Press of Mississippi. 2010
2-  Phillips, Kendall R. Projected Fears: Horror Films and American Culture. Westport, Conn.:Praeger, 2005.
3-    Derry, Charles. Dark Dreams 2.0 (A Psychological History of the Modern Horror Film from the 1950s to the 21st Century). McFarland & Company, Inc., Publishers. 2009
4-    US Historical Statistics: US Dept of Commerce. Bureau of the Census, historical statistics of the United States: Colonial Times to 1970, 3 vols (Washington, 1975)
5-    www.murderpedia.org
6-    www.gallup.com
7-    وود، رابین (1379)، اومانیسم در نقد فیلم: گزیده ای از نقدهای سینمایی رابین وود، روبرت صافاریان، مرکز
8-    نویسندگان مختلف، (1392)، بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه، ابولحسن نجفی، نیلوفر
9-    ژولین، کلود (1357)، رویا و تاریخ: آمریکا در دو قرن، مرتضی کلانتریان، آگاه
10-    هابسبام، اریک (1388)، عصر نهایت ها: تاریخ جهان 1914-1991، حسن مرتضوی، آگه
11-    بوردول،دیوید و تامسون، کریستین (1382)، تاریخ سینما، روبرت صافاریان، مرکز
12-    ایگلتون، تری (1391)، معنای زندگی، عباس مخبر، آگه
13-     کریچلی، سایمون (1393)، خیلی کم...تقریباً هیچ: مرگ، فلسفه، ادبیات، لیلا کوچک منش، رخداد نو

  • وحید طباطبائی ،
  • وحید طباطبائی ،
  • وحید طباطبائی ،
  • سینما ،
  • تاریخ سینما ،
  • سینمای جهان ،
  • جستار های وحشت ،

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر