• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۴
  • نویسنده: وحید طباطبایی

1660
بازدید


جستارهای وحشت (1)

    اتوریته غیر قابل اعتماد
   در تمام مدت محاصره شدنشان در خانه ی روستایی، 9 نجات یافته امیدهای واقعیشان را بر اتوریته ها مستحکم می کنند. بن می گوید «اونها به ما میگن چی کار کنیم». در عوض، تصویر این اتوریته ها، هر چیزی را ارائه می دهد به جز اطمینان. به نظر می آید مقامات نظامی و علمی بیشتر به جر و بحث کردن در مورد توضیحات –مشاجره کردن بر سر اینکه آیا جهش ها از تشعشعات رادیواکتیو یک کاوشگر فضایی ایجاد شده اند- علاقه مندند تا آماده شدن برای بقاء شهروندان.
      در بحبوحه ی خطر رو به فزونی، اخبار گزارش می دهد که وضعیت در حال گسترش و فرا گرفتن یک سوم غربی کشور است. تنها توصیه ی سازنده ی ارائه شده به نجات یافتگان، پیدا کردن راهشان به اماکن مرکزی است؛ اما حتی این پیشنهاد هم فقط پروتاگونیستمان را به سوی تلاش بدفرجام برای فرار می کشاند. «هر کاری که ممکن بوده، انجام شده است» تلوزیون هنگامی چنین گزارش می کند که خطر مرده زنده ها از خارج [از خانه] تهدید می کند.
    تنها کنش  راهگشا از جانب کلانتر پت و پهن روستایی و دسته دهاتی های[الف] اسلحه به دستش است – نمایی که یه شکلی آزاردهنده یادآور مجازاتهای  بی محاکمه [ب] جنوبی و بی رحمی پلیس است. دسته در بیرون شهر پیش می رود، و به شکلی نظام مند و بی رحمانه به مرده زنده ها تیراندازی می کند و اجسادشان را به آتش می کشد. اعضای دسته، آنگونه که Wood اشاره می کند، می آیند «برای به حال اول بازگرداندن نظم اجتماعی ای که ویران شده است.»[29] تا حدی، دسته و بن از این جهت که هر دو کنش را به عنوان ابزار خود برای بقا انتخاب می کنند، به هم شباهت دارند. با این حال، آنچه که اینها را برای من متفاوت می سازد؛ بی رحمی سرد و نظام مند دسته است، تهی از اشتیاق یا استیصال. اعضای دسته می کشند چون آنها برای این کار دستور گرفته اند. آنها وظایف مرگ آورشان را بدون پشیمانی یا درنگ اجرا می کنند. همین نابودسازی نظام مند است که در نهایت بن را به کشتن می دهد.
     لحظات انتهایی فیلم، هنگامی که  تیتراژ پایانی بالا می آید؛ شامل مجموعه ای از تصاویر ثابت و دانه دار از خلاص شدن از شر جسد بن در آتشی بزرگ، انباشته شده با مرده زنده های حالا مرده، است. از آنجا که عکسها بسیار واقعگرا به نظر می آیند، تصاویر بیشمار روزنامه ها از جنگ در ویتنام و شورشهای شهری داخلی را به یاد می آوردند، و اینها سکانس را حتی آزاردهنده تر می کنند. هنگامی که قلابهای گوشت، گوشت تن بن را می شکافند و او به سوی آتش بیرون کشیده می شود، این برای اشاره جالب است که بدن او درست کنار همان غولی قرار داده می شود که در گورستان به باربارا و جیمی حمله کرد. علی رغم عمل گرایی بن، با وجود کنش ستیزه جوی پرتکاپویش، او در میان همان هایی، به پایان راه می رسد که با آنها می جنگید.

     زیر پا گذاری [Violation]
   Night بسیاری از انتظارات کلی مان را زیر پا می گذارد. در مشهودترین سطح، فیلم قطعه شعری است برای [بزرگداشت] هیچکاک. فیلم از ترفند تغییر دادن پروتاگونیست روانی در اوایل فیلم و موتیف پرندگان، گروه ناکارآمد گیرافتاده در خانه ای قدیمی، استفاده می کند. با این حال، در حالی که این ترفندها در آثار هیچکاک آشفته کننده اند، در Night آزاردهنده اند. فیلم رومرو فاقد حس یک راوی است –حضور دوربین متعلق به مولف- چیزی که فیلمهای هیچکاک را فراگرفته است. فیلم رومرو بیشتر حسی شبیه به سینما وریته [حقیقت] دارد که در آن دوربین تقریباً همواره ثابت و فیلم دانه دار و تیره است. Night در ارائه  نوعی فاصله ی زیبایی شناختی به مخاطبش که داستان های تو در توی هیچکاک آن را با خود دارد، ناکام می ماند. ما به وسیله ی هنرمندی از خشونت و اخلال خشونت بار [Mayhem] جدا نشده ایم، بلکه به عکس، مستقیماً با تصاویری گویا و هرج و مرج رو در رو شدیم.
    در پس جنبه های ساختاری و زیبایی شناختی، Night به دلیل میزان عادی بودن شخصیتهایش آزارده است. اینها شمایلهای دلفریب و عجیب و غریب نیستند  بلکه  تا حدی ملغمه ای از همان نژاد بشری اند که روزانه در خیابان های شهر [به طور اتفاقی] با آن روبرو می شویم. واکنشهایشان به شکلی ویژه فراانسانی نیست؛ آنها، مثل ما، بگو مگو می کنند، از ترس به خود می لرزند، و نومیدانه دست به عمل می زنند. در حین تماشای فیلم ما می دانیم که این 9 تن می توانند شب را جان به در ببرند اگر که آنها بتوانند به هم یپیوندند؛ اما فیلم از احساساتی  گری  یک لحظه ی به هم پیوستن اشتراکی اجتناب می کند و ما را فقط با کیفیات انسانی بنیادی، وحشت، نفرت، و تکبر تنها می گذارد.
     همانگونه که Jane Caputi متذکر می شود، در Night «دنیا زیر و رو می شود». مردگان بازمی گردند تا زندگان را ببلعند. روابط نژادی قدرت معکوس می شود، ساختارهای اتوریته و قدرت فرو می ریزد، و در بحبوحه ی این هرج و مرج، گروه خانه ی روستایی پتانسیل چیره آمدن و بقا را دارند. با این حال، آنها برای غلبه بر میل تفرقه انگیزشان برای بر حق بودن، ناتوانند و بنابراین، از هم می پاشند و نجات نمی یابند. اشتیاق ما برای دیدن نجات یافتن گروه، یا حداقل نجات نماینده ای از آن و بیرون کشیدن کوچکترین تصوری از خوشبینی از  Night در نهایت بی نتیجه ماند. ما Night را با هیچ چیز به جز حسی تاب نیاوردنی از غیرممکن بودن چیرگی بر دنیای ستمگر و آشوبناک گرداگردمان، ترک می کنیم. همانگونه که R.H.W. Dillard بیان می کند Night  «به عنوان یک کل، بسیاری از ارزشهای گرامی داشته شده ی کل تمدن مان را ارزش زدایی می کند.»[30]
     بی گمان «ارزش زدایی ارزشهای تمدن» هدف انقلاب پادفرهنگی بود – برای از هم پاشاندن ساختارهای ستمگرانه ی تمدن غربی و بنا نهادن جامعه ای بیشتر مساوات طلب، عادلانه و آزاد به جای آن. رویا به شکلی چشمگیر در حالی که جناحهای مختلف در پی چهارچوبی یکپارچه برای کنش بودند، به پیش رفت. در پایان، آنان نتوانستند بر آمال شخصی شان فائق آیند، و تفرقه شان این رویا را پاره پاره کرد. نشستن در سالنهای سینما در مراکز شهر و نزدیک محوطه دانشگاه ها بلافاصله پس از این فروپاشی، و طنین افکندن با گروهی ناامید و متفرق، احاطه شده با هرج و مرج و خشونت، باید قابل درک بوده باشد.

       میراث Night of the Living Dead
به آرامی، اما به حتم، در سالهای مابین 1968 تا اوایل دهه 1970، Night رومرو راهش را به آگاهی آمریکایی یافت. با اینکه پی گرفتن دقیق میزان فروش فیلم در گیشه دشوار است –رابطه ی عجیب بین توزیع کننده و تهیه کنندگان در دادخواهی های پرشماری غرق شد- Paul Gagne تخمین می زند که فیلم بیش از 30 میلیون دلار فروش داشته است.
     مهمتر اینکه، Night به یکی از آن فیلمهای نیمه شبی ممنوع که نوجوانان در سراسر دهه های 70 و 80 ، دسته دسته به دیدنش می رفتند، بدل شد. توفیق Night هم حال و هوایی تازه در فیلمهای وحشتناک و هم زیرژانری به تمامی جدید را به وجود می آورد. حال و هوای تازه به تعدادی پرشمار از فیلمها منجر شد که، همانطور که Andrew Tudor شرح می دهد همگی شان از «جهانی از روانپریشی توده ای که در آن ما به نزول به وضعی مادون انسانی نفرین شده ایم» [31] ساخته شده اند. فیلمهای وحشتناک به ورای مرگ و ناپاکی، و به سوی آخرالزمان حرکت کردند [32].  
    بسیاری از فیلم ها به این پایان جهان، یا دست کم به پایان بشریت و تمدن، با حسی از پیشگویی شوم نزدیک شدند. باقی، پایان را با آغوش باز پذیرفتند. شروع شده با دنباله ی موفق رومرو، Dawn of the Dead، یک زیر ژانر از فیلمها  با تاکید بر  شوخ طبعی  خون ریز و آنارشیک، پدیدار شد. زیر ژانر «splatter» [پ] با جلوه های بصری و شوخ طبعی روانپریشانه ظاهر شد.  این فیلم های به طور فزاینده پسامدرن، فاقد هر حس واضحی از انسجام روایی یا گره گشایی اند. از جمله مثالها برای فیلمهای Splatter می توان  به سه گانه Evil Dead سم ریمی، فیلمهای سری Return of the Dead ، و کمابیش همه ی فیلمهای کمپانی Troma Entertainment؛ اشاره داشت. به علاوه، زیبایی شناسی Splatter به بخشی جدایی ناپذیر از فیلمهای غیر Splatter چون فیلمهای Nightmare on Elm Street و سری Friday the 13th بدل شد [33].
     1968 نقطه عطفی مهم در فرهنگ آمریکایی و در تاریخ ژانر وحشت بود. فیلم وحشتناک آمریکایی از مدتها پیش مخاطبینش را این حس که چیزی تاریک و شوم در مرزهای زندگی مدرن کمین کرده، می ترسانده است. دراکیولا [Dracula]  از هرج و مرجی فسادآور بیم داد، The Thing  یورش هیولاهای غیرانسان را آغاز کرد، و روانی توهمات رویای آمریکایی را از هم گسیخت. در آن فیلمها، تهدید همواره چیزی بود در راه،  با Night، تهدید برای امنیت و خوشبینی آمریکایی به پایان راه رسید. پایان آغاز شده بود.
   
توضیحات نویسنده:

 29- Wood, Hollywood, 103.
30- R. H. W. Dillard, "Night of the Living Dead: 'It's Not Like Just a Wind That's Passing Through,'" in American Horrors: Essays on the Modern American Horror Film (Chicago: University of Illinois Press, 1987), 28.
31- Tudor, Monsters and Mad Scientists, 71.
32- For more on the apocalyptic overtones see Jane Caputi, "Films of the Nuclear Age," Journal of Popular Film and Television 16 (1988): 100-107.
33- For more on splatter films see Michael A. Arnzen, "Who's Laughing Now? The Postmodern Splatter Film," Journal of Popular Film and Television 21 (1994): 176-184.


توضیحات مترجم:
الف- دهاتی به عنوان معادل واژه ی توهین آمیز Redneck استفاده شده؛ که در آمریکایی شمالی به فرد سفیدپوست متعلق به طبقه کارگر و به ویژه از لحاظ سیاسی مرتجع و متعلق به  مناطق روستایی اشاره دارد که کم و بیش تمام این ویژگی ها در استفاده ی فیلیپس از ان مدنظر است.
ب – مجازات بی محاکمه به عنوان معادل Lynch به کار رفته؛ واژه ای از سده ی نوزدهم و برگرفته از نام ویلیام لینچ؛ که در سال 1780 در ویرجینیا بر دادگاهی خودساخته ریلست کرد. این واژه به صورت کلی برای مجازات افراد مورد اتهام، بدن محاکمه آنها استفاده می شود.
پ – یا Gore films اشاره به زیرژانری از فیلمهای ترسناک دارد که تعمداً بر نمایش پرجزئیات خونریزی و خشونت تصویری تمرکز دارد. سری Hostel، Cannibal holocaust، Dead alive، The Wizard of Gore، سری Saw، از دیگر این فیلمهایند. ترکیب میل شدید به نمایش خشونت با بهره کشی جنسی به زیر ژانر دیگری با عنوان Torture Porn یا Gorno شکل داد. اگر همانند فیلیپس و بسیاری دیگر dawn of the dead  را آغازگر این زیرژانر در نظر بگیریم؛ نکته یی که به سرعت اشکار می شود این است که اکثر فیلمها در این زیرژانر نتوانستند به سطح پیشگام آن دست یابد. گویی دیگر این فیلمها نه همچون پیشگام ژانر، از ترسی حقیقی، بلکه فقط و فقط از میل به ارضای جنسی، در قالب نمایشی از خشونت بی دلیل و روابط جنسی برآمده اند. اشاره به این نکته هم جالب است  که در کنار فیلمهایی همچون Dead snow، Dead alive و سری   Dead evil ،Zombie 2 که از فیلمهای قابل قبول زیرژانر هستند؛ بازسازی Dawn of the Dead  به دست Zack Snyder  (کارگردان 300( یکی از آثار قابل توجه ژانر از کار درآمد.

  • جستار های وحشت ،

اخبار مرتبط
سه شنبه ۲۶ آبان ۹۴

چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴


نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر