• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
  • نویسنده: پایگاه نار

1944
بازدید


جایگاه تئوری پردازی و نقد در سینما

رشد و ترقی سینما در معنای جامع آن که همه ابعاد این پدیده یعنی صنعت، هنر، تجارت و رسانه را دربر بگیرد فارغ از ارتقای کیفیت درون‌ساختاری که محتوای یک فیلم مثل فیلم‌نامه، کارگردانی و بازیگری را دربر می‌گیرد و وضعیت برون‌ساختاری که شامل مسائلی مثل قوانین و روش‌های مدیریتی می‌شود تئوری‌پردازی و تلاش‌های نظری در این حوزه است.
 بخشی از این تئوری‌پردازی‌ها که سویه بیرونی و ملموس‌تری هم داشته و به‌دلیل پیوند با بعد رسانه‌ای این هنر برجسته‌تر هم می‌شود، نقد و ارزیابی است. نقد البته خود به دو وجه بدل می‌شود و باید بین نقد درونی و نقد بیرونی سینما تفکیک قائل شد. ارزیابی و نقادی فیلم‌ها را باید در ذیل نقد فیلم قرار داد و نقد و ارزیابی مسائل سینما را که سویه کلی‌تر دارد، باید تحت عنوان نقد سینمایی شناخت. نقد به شکل سنتی همواره در مطبوعات سینمایی ما وجود داشته و همچنان نیز با قدرت و تأثیرگذاری‌ای که به اقتضای زمان دچار شدت و ضعف می‌شود، به تأثیرات خود ادامه می‌دهد. اما دست‌کم در یک دهه اخیر به‌ویژه در سال‌های اخیر به‌واسطه رشد و گسترش ارتباطات مجازی و تأسیس و راه‌اندازی سایت‌های سینمایی، هم نقد کلاسیک و سنتی دچار تغییر و تحول شد و هم دامنه نقدهای سینمایی (نه لزوما نقد فیلم) گسترش یافت. این سایت‌ها در کنار خبرگزاری‌های رسمی که واجد سرویس سینمایی بودند یا مطبوعات و صفحات سینمایی‌‌شان به‌تدریج قدرتمند شده و برخی از آنها به‌دلیل بهره‌گیری از همان منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی پا گرفته و رونق یافته‌اند. 

جالب اینکه برخی از این سایت‌ها به‌قدری جا باز کرده و جا افتادند که گاه بیش از رسانه‌های رسمی به مراجع خبری در حوزه فیلم و سینما بدل شدند. این اتفاق البته به موازات رشد تولید فیلم و گسترش مخاطبان و علاقه‌مندان جدی سینما، اتفاق خوبی در جهت پاسخ‌گویی به نیازهای خبری/ رسانه‌ای آنها بود. ضمن اینکه فعالیت این رسانه‌های مجازی، تنور اخبار و رخدادهای سینمایی را داغ می‌کرد و هنوز هم چنین است. اما بعد از مدتی که از فعالیت این سایت‌ها گذشت برخی از آنان گویی به‌جای گرم‌نگه‌داشتن تنور سینما از طریق اطلاع‌رسانی و نقد و ارزیابی به گرم‌نگه‌داشتن تنور خویش مشغول شدند و به‌جای نقد جریان‌های سینمایی به جریان‌سازی و حتی جوسازی سینمایی، رسانه‌ای روی آوردند. بدیهی است یکی از دلایل این رویکرد، منطق بازار در این کسب‌وکار بود که در فضای قارچ‌گونه تولد سایت‌های سینمایی در پی کسب مشتری و رونق دخل خویش بودند. تا اینجا هم به‌نظر هیچ اشکالی نیست و بالاخره در فضای رقابتی رسانه‌ای، تجارتی، گردش مالی سایت باید تأمین می‌شد. تلاش این سایت‌ها برای جریان‌سازی‌های سینمایی را نیز می‌توان به اقتضای ماهیت و کارکرد رسانه‌ای‌شان توجیه کرد. اما از یک جایی به‌بعد احساس می‌شود که برخی از این سایت‌ها درصدد جریان‌سازی‌های پروپاگاندایی در جهت تبلیغ خود هستند نه شناخت و نقد و تئوری‌پردازی‌های سینما. گویی آنها قصد دارند تا به‌عنوان مراجع رسانه‌ای متفاوت و جریان‌ساز، رهبری فضای فکری و رسانه‌ای را در حوزه سینما از آن خود کنند. برخی با مفهوم‌سازی‌ها و طرح واژه‌های سینمایی خودساخته و خط‌کشی‌هایی مثل جریان قدیم و جدید یا کهنه و نو و مفاهیمی از این دست اگر نگوییم به تخریب رقبا ولی به تقویت و تبلیغ خود دست زدند. گویی گردانندگان برخی از این سایت‌ها در پی آنند که به‌ ستارگان و سوپراستارهای پرطرفدار در رسانه‌های سینمایی بدل شده و کسوت قهرمانی به تن کنند.

 واقعیت این است که بسیاری از این واژه‌سازی‌ها و خط‌کشی‌های سینمایی که از این طریق به آن دامن ‌زده می‌شود، بیش از  آنکه نقد صنعت سرگرمی باشد یک نوع بازارگرمی برای خویش است.  واقعیت این است که نفس چنین واژه‌سازی و تئوری‌پردازی‌های سینمایی‌، نه‌تنها بد نیست که مطلوب هم هست اما برآیند کلی آن نشان می‌دهد که این واژه آفرینی‌ها و جریان‌سازی‌ها بیش از آنکه بازنمایی وضعیت سینمایی و نقد و ارزیابی آن بوده و به پالایش و تعالی سینمای ما کمک کند، به‌نوعی به دوگانگی و قطب‌بندی‌های پرتنش و در نهایت بی‌اعتمادی سینماگران به رسانه‌های سینمایی دامن می‌زند. اینکه ما هرفرد یا جریان سینمایی‌ای را که مطابق با شاخص‌های تجاری سینما نبود یا با تلقی ما از ماهیت و کارکردهای سینما فاصله داشت، خارج از دایره سینمایی پیشرفته بدانیم و گفتمان خویش را همچون فوکویاما که از پایان تاریخ به‌عنوان آخرین نظریه اجتماعی سخن می‌گفت، معیار دوران تازه در سینما بدانیم، بیش از آنکه تئوری‌پردازی سینمایی باشد، تنور‌سازی برای گرم‌نگه‌داشتن بازار رسانه‌ای خویش است. 
مسئله این است که شاید بسیاری از این واژه‌سازی‌ها و تئوری‌پردازی‌ها از حیث نظری قابل بحث و تأمل باشد اما تبدیل‌کردن آن به معیاری مطلق برای شناخت جریان‌های سینمایی و تمایز جریان واقعی و کاذب سینمایی از این طریق، نه مطلوب است نه ممکن.  جسارت و طرح ایده‌های نو در نقد و تحلیل فیلم و سینما قطعا یک ضرورت است و شاید یک شاهراه برای برون‌رفت از محافظه‌کاری سینمایی اما خود را تافته جدابافته از این بدنه‌دانستن و سرکوب جریان‌های مخالف با سلاح واژه‌ها نه‌تنها به عبور از این دوران گذار کمک نمی‌کند که بر بحرانی‌ترشدن آن می‌افزاید. سایت‌های سینمایی نه یک مرجع سینمایی که یک مرجع رسانه‌ای هستند.
منبع: روزنامه شرق

  • اخبار فرهنگی و هنری ،
  • اخبار سینمایی ،
  • سینمای ایران ،

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر